۲۱۵ مطلب توسط «رزمنده» ثبت شده است

تو کی هستی؟!....

می دونی تفاوت "سرباز" و "جانباز" و "شهید" چیه؟
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۷/۰۲/۰۱ ۱۱ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
رزمنده

سواد داری؟

سلام علیکم
عید مبعث بر همگان مبارک

از صبوری ای که به خرج دادید، صمیمانه سپاسگزارم

عرض کنم که به چند کلمه دقت کنید لطفا:
"مبعث...پیامبر...معجزه...قرآن"
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۷/۰۱/۲۵ ۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱
رزمنده

مهمان ناخوانده!..

دم غروب بود...تنها بودم و کسی خونه نبود...

در ساختمون را که باز کردم یهو دیدم مهمون داریم!

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۷/۰۱/۱۸ ۱۵ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
رزمنده

مرد باش...

بدون هیچ حرف و حدیثی، ولادت امیرالمومنین علی سلام الله علیه و آله، پدر شیعیان، و روز 👈مرد مبارک


پی نوشت:
تاخیر امروز ما را به بزرگواری خودتون ببخشید



۰۹:۵۴ ، ۹۷/۰۱/۱۱ ۱۰ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
رزمنده

بفرمائید مهمونی....

خوبی دید و بازدید عید اینه که جدای از عید دیدنی و عید خوردنی و عیدی گرفتن!، رفتار افراد هم مورد ارزیابی قرار می گیره...هم از جانب خودش و هم از جانب بقیه...

بدیهیه که رفتار را باید ارزیابی کرد ها نه اینکه کلا شخصیت طرف را زیر سوال برد یا کلا غیبت کرد....

ادامه مطلب...
۱۰:۳۲ ، ۹۷/۰۱/۰۴ ۷ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
رزمنده

عکس یادگاری...

یادم نیست این عکس مربوط به چه سالیه...شاید حدود 10 سال پیش یا کمتر یا بیشتر...اما همین حدوده...

منطقه عملیاتی فتح المبین...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۱۲/۲۶ ۱۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رزمنده

دقت کن!


جلوی مغازه ی قصابی نشسته بود منتظر تا شاید دل مغازه دار، هر بار به رحم بیاد و غذای نون و آبداری نصیبش بشه...

خیلی متین و با وقار!!

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۱۲/۲۳ ۱۳ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
رزمنده

مادر، مامان، ننه، آنا، دا، مامی، mother، ننا، مار...

می خندید و تعریف می کرد که خواهر زاده ام، فیلم یوسف نبی را دیده که در اون حضرت یعقوب(سلام الله علیهما) چشمانش سفید شده بوده...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۱۲/۱۹ ۲۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
رزمنده

مهربانی پخش کنیم با....

یه بزرگی میره از همسایه شون کتابی را قرض بگیره که بخونه...طرف میگه اگه میای همین جا بخونی بهت میدمش وگرنه که نه...

از خیرش می گذره...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۱۲/۱۲ ۱۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
رزمنده

به خاطر تو...

طرف داشت درد دل می کرد که "یه همسایه داریم...وای وای وای وای...انقدر نامرتب و کثیفند که نگو...بچه هاشونو ببین...حتی طرف بلد نیست درست لباس بشوره...نگاه نگاه...همه لباس ها پر از لکه سیاهه...آدم شرمش میشه بگه با فلانی همسایه ام..."

فرد مورد خطاب رفت دم پنجره که ببینه سوژه چطوریه که یهو خندید و گفت: "اشکال از اونها نیست...پنجره خونه تون کثیفه!!"

ادامه مطلب...
۱۴:۵۳ ، ۹۶/۱۲/۰۷ ۱۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رزمنده

درک مدرک!..

۵ اسفند...."مهندسان راه نمی روند! راه می سازند"⛏

۱ شهریور..."پزشکان آمپول زن نیستند! آمپول بده هستند"💉💊

.

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۱۲/۰۵ ۱۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
رزمنده

سلام...صبح به خیر!

سلام علیکم
همین ابتدا از همه دوستان بابت صبری که به خرج دادند صمیمانه سپاسگزاری می کنم...
واقعا محبت دارید به رزمنده حقیر...
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۱۱/۲۸ ۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
رزمنده

هیس! فقط گوش بده....

کلاس اوله...

به هر کدوم یه ضرب المثل میگن و ازشون می خوان که برای جمع مهمان های مدرسه، پانتومیم اجرا کنند...

ادامه مطلب...
۱۰:۵۶ ، ۹۶/۱۱/۲۵ ۸ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رزمنده

شما بگید!!!

یادمه اون موقعی که فیلم مختار را نشون میداد و خانواده کیان را شهید کرده بودند، ایرانی ها روی مزار زن و بچه کیان، پارچه هائی به رنگ های "سبز، سفید، قرمز" انداختند...

یادمه که خیلی ها ایراد گرفتند که آخه اون موقع پرچم کجا بود؟ تازه به این رنگ؟!!

تا اینکه یه مطلبی خوندم راجع به رنگ پرچم که در  اینجا بخونید...خیلی جالبه...در این حد بگم که این سه رنگ برای اولین بار، در زمان هخامنشی ها، برای پرچم ایران استفاده شد و در دوره های بعدی تغییر کرد تا اینکه در زمان قاجار مجددا همین سه رنگ به کار رفت و تا به امروز ادامه داره...

بنابراین وقتی هخامنشی ها قبل از دوران پیامبر اسلام بودند خب مسلمه که دیگه در زمان مختار، استفاده از این سه رنگ، برای ایرانی ها، چیز عجیب و غریبی نیست...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۱۱/۲۱ ۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رزمنده

دوست دارم دورت بگردم....

خیلی بچه بودم که از طرف مدرسه یه اردو بردند کاخ چهلستون اصفهان...

یادمه که اون موقع ها چون بچه ها شیطنت می کردند همیشه باید تو صف می رفتیم...حتی موقع بازگشت از مدرسه(لبخند)

خلاصه وقتی به کاخ رسیدیم، از یه سمت شروع کردیم و حوض روبروی کاخ را دور زدیم و رفتیم اون طرف کاخ...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۱۱/۱۴ ۱۰ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
رزمنده

بلدی بخونی؟

کم و بیش اهل مطالعه است...
منتهی بیشتر روی مطالبی که از تفکر غربی گرفته شده، تمرکز می کنه که این قضیه کاملا در صحبت هاش مشخصه...
مثلا میای آب بخوری، میگه "فلان فیلسوف میگه آب مایه حیات است! اگر نخوری مرگت فرا خواهد رسید..."
از این داستان ها...
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۱۱/۰۷ ۱۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
رزمنده

درس یا دست؟! مسئله این است....

به دستانت نگاه کن....

چطوری هستند؟

نرم و لطیف یا زبر و خشن؟

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۱۰/۳۰ ۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رزمنده

تنبیه م کنید!!!

هشت سالشه...

سر کلاس شیطنت می کنه و معلمش میگه: "فردا به بابات بگو بیاد مدرسه وگرنه تنبیه میشی"

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۱۰/۲۳ ۱۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رزمنده

مسابقه خواندنی!!

سلام

اگه بگن یه حدیث از پیامبر بگو، چی میگی؟

ادامه مطلب...
۰۹:۳۲ ، ۹۶/۱۰/۱۶ ۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
رزمنده

الا که صاحب ِ کاری....کار خوب سراغ داری؟

تازه عقد کرده....

می گفت چند روز پیش یه بساطی داشتم که...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۱۰/۰۹ ۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
رزمنده

دماغ فیل!!!!

سلام

اولین مطلب زمستان ۹۶

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۱۰/۰۲ ۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رزمنده

دوربین مخفیه؟!...

چند وقت پیش یه بنده خدائی گفت ایده نداری برای دوربین مخفی؟

گفتم والا هر چی ایده به ذهنم می رسه همه اجرا شده(لبخند)

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۹/۲۵ ۵ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
رزمنده

شارژ داری؟.....

دنبال شارژر می گشتند...
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۹/۱۸ ۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رزمنده

این یا آن؟!!

-پدرجان! فرق صرفه جویی با خساست در چیه؟

ادامه مطلب...
۱۱:۱۷ ، ۹۶/۰۹/۱۳ ۱۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
رزمنده

از ته چاه، تماس می گیرم!!

اول بهار، دستمال به دست....تا آخر تابستون...علت: حساسیت..عامل: گل و گیاه
اول پائیز، دستمال به دست....تا آخر زمستون...علت: سرماخوردگی.‌‌..عامل: ویروس جدید(لبخند)
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۹/۱۱ ۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
رزمنده

الوعده....وفا...

زنگ می زنه بهت....

ادامه مطلب...
۱۰:۴۹ ، ۹۶/۰۹/۰۸ ۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
رزمنده

راهی که هست....

سلام علیکم
اونقدر اتفاقات جور واجور، این چند وقت افتاده که نمی دونم از کدوم بنویسم...حالا امید به خدا یه مختصری عرض می کنم راجع بهشون...
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۹/۰۴ ۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
رزمنده

یه کوله پشتی پر از....

چند سال پیش، چند تا از رفقای ما، موقع شهادت امام رضا، می رفتند مشهد...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۸/۲۷ ۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رزمنده

زود رد شو!!

تصویر خیلی تند گرفته شده...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۸/۲۰ ۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
رزمنده

نصفه شب!!!

سلام علیکم

الان که دارم می نویسم ساعت 58 : 3 بامداد روز چهارشنبه است
موندم این نصفه شبی چرا، 3 نفر در حال بازدید از اینجا هستند؟!!...خواب ندارید؟!(لبخند)
خودم به علت کمبود خواب، عن قریبه که بیفتم دیگه...هوا هم به شدت سرده...
خلاصه که همه چی دست به دست هم داره میده که به خواب ابدی بپیوندم(لبخند)
ادامه مطلب...
۰۴:۰۷ ، ۹۶/۰۸/۱۷ ۹ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
رزمنده

کوروش بیدار شو...

یه فیلم قدیمی هست از جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی که در اون، محمد رضا پهلوی میگه-نقل به مضمون: "کوروش آسوده بخواب، ما بیداریم"

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۸/۱۳ ۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رزمنده

نصب و راه اندازی بازی نهنگ آبی!!!

-خبر را شنیده ای؟

-نه چه خبری؟

-دو تا دختر خودشون رو از پل پرت کردند پایین...

-واقعا؟!!!! برای چی؟

-میگن به خاطر یه بازیه...اسمش هم "نهنگ آبی"...

-عجب..

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۸/۰۶ ۴ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
رزمنده

I love you!!!!

امروز شنبه است😆

همین!!!

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۷/۲۹ ۷ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
رزمنده

خجالت بکش....

مدتیه دارم روی این مطلب امام فکر می کنم و هر چی بیشتر می گذره بیشتر شرمنده میشم..

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۷/۲۲ ۵ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
رزمنده

شمر بنده خدا!!!

صحنه اول:
لباس مخصوص پوشیده بودند و راه افتاده بودند تو کوچه ها...
داشتند صحنه دلخراش کاروان اسرا را می ساختند...
در واقع مثلا اسیر بودند....
یکی شون  8 سالشه و اون یکی 12 سالشه...
یهو برادر کوچکتره می بینه، شمر داستان داره برادرشو با شلاق می زنه...شلاق نمایشی....
طاقت نمیاره و یه لنگه پا می گیره برای شمر و اون بنده خدا هم با مخ می خوره زمین(لبخند)
هیچی دیگه...شمر کاروان آسیب می بینه(لبخند)

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۷/۱۵ ۴ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
رزمنده

گفتن نمی دانم...

می گفت یه آقائی در مجلسی رفت از فضائل علی بگه...
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۷/۰۸ ۲ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
رزمنده

........قلم قاصر است...

فکر کنم بار سومه که روز دوم محرم، مطلب می نویسم...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۷/۰۱ ۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
رزمنده

میهن خویش را کنیم آباد...

دو تا بچه داره...
ادامه مطلب...
۰۸:۵۸ ، ۹۶/۰۶/۲۵ ۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
رزمنده

به چی فکر می کنی؟!!!

کلمات را نمی تونست درست ادا کنه...
بعضا اشتباه می گفت...
ولی کاملا جدی حرف می زد...
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۶/۱۸ ۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
رزمنده

الکمک!!

لطفا راجع به سوال زیر فکر کنید و جواب بدید...
سوالش خیلی تکراری و شاید خسته کننده است اما می خوام به یه نتیجه برسم...پس لطفا همکاری کنید...ممنونم...
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۶/۰۴ ۱۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
رزمنده

قاتل کیست؟!!

می گفت: "یه منبر رفته بودم تو یه هیئتی...یه خانمی نامه نوشت که حاج آقا بنده یه مسئله شرعی دارم...و اون اینه که: "من با شوهر خواهرم خیلی صمیمی هستیم...چند وقت پیش حین شوخی، یه لگد زدم به ایشون و بدنش کبود شده!! حالا می خوام ببینم دیه تعلق می گیره یا نه؟"

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۵/۲۹ ۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
رزمنده

کی تو را راه داده؟!!!!

می گفت داشتم برای پدرم می گفتم که دعوام شده بود...با یه مشت بچه جقله اما لات!!..من بودم و یکی از رفقا..کمربندمو درآوردم و حسابی زدیمشون!!!
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۵/۲۱ ۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رزمنده

یه شعر بخون....

از سادات طباطبائیه...نسل اندر نسل اینطوری بوده و هستند...

و البته خانواده شهید...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۵/۱۴ ۴ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
رزمنده

حفظکم الله...

"جیر جیر جیر جیر..."

این صدای جیرجیرکیه که چند شبه مهمون خونه ما شده...کنار گلدون نشسته و به محض تاریک شدن هوا، کنسرت می ذاره(لبخند)

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۵/۰۷ ۶ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
رزمنده

دم تلگرام گرم!!

تازه دانشگاهم تموم شده بود و شروع کرده بودم تو محل فعالیت کردن...

اصلا نمی دونستم از کجا شروع کنم...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۲ ، ۹۶/۰۴/۳۱ ۶ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
رزمنده

انگورستان

لطفا برای تصویر زیر یک "تفکر نوشت" بنویسید

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۴/۲۴ ۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
رزمنده

نخوابی ها....

با هم قرار گذاشته بودند که یه شب تا صبح بیدار بمونند و پلک روی هم نذارند!!

چرا؟

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۴/۱۷ ۸ نظر موافقین ۱۵ مخالفین ۰
رزمنده

ظلمتُ نفسی...

دیدی بعضی از ایات را که می خونی، اونقدر تو را با خودش همراه می کنه که هی بر می گردی، آیه را می خونی، میری تا آخر...دوباره بر می گردی...

این از اون دست آیاته....

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۴/۱۰ ۵ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
رزمنده

گل یخی!!

دو تا بودند...

کنار هم ولی از هم جدا...

با یه طناب از سقف آویزون شده بودند..

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۴/۰۳ ۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
رزمنده

مهمانی سگی!!

سلام.....

طاعت همه قبول

یه نفر یه سوال ازم پرسیده که می خوام اینجا به اشتراک بذارم...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۳/۲۷ ۱۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رزمنده