۱۴۷ مطلب با موضوع «تفکر نوشت» ثبت شده است

کی تو را راه داده؟!!!!

می گفت داشتم برای پدرم می گفتم که دعوام شده بود...با یه مشت بچه جقله اما لات!!..من بودم و یکی از رفقا..کمربندمو درآوردم و حسابی زدیمشون!!!
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۵/۲۱ ۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
رزمنده

اخلاص

هو المحبوب

هر وقت اخلاص توی زندگی‌هامون کمرنگ میشه، زندگی به کام‌مون خوش نمیاد

۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۵/۱۷
عباس زاده

یه شعر بخون....

از سادات طباطبائیه...نسل اندر نسل اینطوری بوده و هستند...

و البته خانواده شهید...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۵/۱۴ ۴ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
رزمنده

شیطان

یا عَوُنَ المُومِنِینَ (ای یاور اهل ایمان)

حادثه مجلس رو نباید به این زودی ها فراموش کنیم و همینطور نباید بزاریم که فراموش بشه

به ابعادش که جداگانه فکر کنید لطفا، به موارد مختلف و ...

اما به یه چیزی که میخوام بپردازم این هست

به این دقت کردید که اون نفراتی که میخواستن این عملیات رو انجام بدهند چه لباس هایی پوشیده بودند؟

عکس ها رو بررسی کنید لطفا

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۵/۰۹ ۰ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
عباس زاده

دور که باشی ...

هوالحبیب

توی اتوبوس به سمت راهیان نور و سرزمین شهدا میرفتیم، اطراف را که نگاه میکردی، نزدیک ها به خوبی مشخص بود ولی دورتر را که نگاه میکردی غبار آلود بود و هوا نمیگذاشت روستاهای دورتر یا نماهای دورتر را ببینم ...

کمی تفکر کردم

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۵/۰۲ ۳ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
عباس زاده

مضطر نشدم ...

هو الرحمن

دیدید کسی رو که مضطر میشه ؟

قیافش خیلی خوب حالتشو نشون میده

.

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۴/۱۹ ۶ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۰
عباس زاده

نخوابی ها....

با هم قرار گذاشته بودند که یه شب تا صبح بیدار بمونند و پلک روی هم نذارند!!

چرا؟

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۴/۱۷ ۸ نظر موافقین ۱۵ مخالفین ۰
رزمنده

جوانی و ایثار

بنام حضرت دوست

جوان که باشی و اراده و توان ایستادن نداشته باشی تا

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۴/۱۲ ۳ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
عباس زاده

ظلمتُ نفسی...

دیدی بعضی از ایات را که می خونی، اونقدر تو را با خودش همراه می کنه که هی بر می گردی، آیه را می خونی، میری تا آخر...دوباره بر می گردی...

این از اون دست آیاته....

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۴/۱۰ ۵ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
رزمنده

گل یخی!!

دو تا بودند...

کنار هم ولی از هم جدا...

با یه طناب از سقف آویزون شده بودند..

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۴/۰۳ ۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
رزمنده

پند

بسم الله الرحمن الرحیم

هر چیز که در جُستن آنیم، آنیم

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۳/۲۲ ۱۰ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
عباس زاده

جانی و دلی ای دل و جانم همه تو...

فرارسیدن ماه پر خیر و برکت رمضان را خدمت شما بزرگواران تبریک عرض میکنم.

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۳/۱۰ ۵ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
گل نرگس

بگیر و ببنده!!

ماه ضیافت الله مبارک

ماه میهمانی خدا....

ماه رجب، ماه خداست

ماه شعبان، ماه پیامبر خدا

و ماه رمضان، ماه امت پیامبر خدا....

در واقع یه سِیری این وسط داره طی میشه...بعد در این ماهی که ماه امت پیامبر خداست، همین امت، میهمان خدا میشن....

مطلب عجیبیه ها...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۳/۰۶ ۵ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
رزمنده

دور چون با عاشقان افتد، تسلسل بایدش....

.

بسم رب الحکیم


رای میدهیم

(متن تصویر رو بخونید لطفا.)


اولین ساعات انتخابات ریاست جمهوری 1396 است که این مطلب منتشر میشود!!

امیدوارم در جمع مون کسانی که یا رای نمی دهند و یا تصمیم شان رای سفید است، نباشند....!!

اما اگر هست، همینک میگویم، در کمال احترام باید بگویم فرق کسی که رای نمی دهد، یا بدتر، سفید میدهد، با یک صندلی، چیزی نیست!!

رای ندادن یا رای سفید، نادیده گرفتن حقوق مدنی و جمهوریت خودمان در این مملکت است! حالا که در نظامی هستیم که برایش رای مردم اولویت است، چرا این حق را از خود میگیریم؟؟؟!!


اما بعد،

این مدت پیش از انتخابات، پر شدیم از افشاگری و روشنگری و مطلب های غالبا خوب و مفید.

معتقدم حالا، با انصراف ها و اتفاقات و شنیده های و خوانده ها مان، تصمیم گیری راحت است و اصلا سخت نیست!


ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۲/۲۹ ۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
چشم به راه

مستحبات!!

نشستم روی صندلی...
کنارم یه بنده خدای مسن سالی نشسته بود...گوشیمو در آورم که یه صفحه قرآن بخونم..فرض کنید سوره حمد بود....
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۲/۲۳ ۱۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
رزمنده

جواب بده!

از جمله کسانیه که هیچ وقت از یادم نمیرن...

ادامه مطلب...
۱۰:۴۲ ، ۹۶/۰۲/۱۶ ۶ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
رزمنده

تاملی درخور ماه شعبان....

بسم رب الرحیم


تصور کن خداوند، 

از این به بعد، 

انجام یک گناه (فقط و فقط یک گناه) 

رو در زندگی جائز دونسته باشه...؛

یعنی هر کسی اجازه داشته باشه که یک گناه رو در زندگیش انجام بده، 

بدون اینکه براش مجازات و عقوبتی باشه!



خب حالا،

گناهی که انتخاب میکنی چیه؟!

دروغ؟

غیبت؟

روابط .....؟

دزدی؟


ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۲/۱۵ ۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
چشم به راه

شهر ما شلوغ هست اما متحده...

هفته پیش، دوستان راجع به تصویر زیر، " تفکر نوشت" هایی نوشتند که از همین تریبون! استفاده می کنم و از همه سپاسگزارم...


ادامه مطلب...
۰۹:۵۸ ، ۹۶/۰۲/۰۹ ۵ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
رزمنده

ما هم مثل کبریت

بسم الله الرحمن الرحیم

دقت کردید؟ پس هم دقت کنید و هم تفکر

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۲/۰۴ ۸ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰
عباس زاده

شهر ما شلوغه و پلوغه!!!

لطفا راجع به تصویر زیر "تفکر نوشت" بنویسید 



پی نوشت:
از اتاق فرمان!، اشاره شد که محفل قرآنی اردیبهشت ماه، از دیروز شروع شده...یعنی اول اردیبهشت...
و ان شاء الله تا آخر ماه ادامه داره...


۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۲/۰۲ ۱۱ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
رزمنده

راز پنهان!!!

اگه تونستی اینو بخونی!!

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۱/۲۸ ۷ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
رزمنده

خود بزرگ بین نباشیم

بسم الله الرحمن الرحیم

شنبه داشتم از خیابان بهشت رد میشدم، دیدم یه گربه داره با سرعت تمام میدود و عرض خیابان را طی میکنه، استیل دویدنش مثل چیتا و پلنگ و اینها بود.

به فکر فرو برد بنده رو این موضوع

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۱/۲۲ ۶ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
عباس زاده

سادگی!!


با یه طلق و شیرازه ساده، پنجره اتاقش را تزئین کرده بود....

می گفت وقتی نور آفتاب از این طلق ها رد بشه و نور رنگی روی فرش بیفته، لذت می برم...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۱۲/۲۱ ۱۳ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
رزمنده

ماها جزو بهترین ها هستیم ؟

بسم الله الرحمن الرحیم

لطفاً به این جملات و کلمات کمی فکر کنید :

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۱۲/۱۶ ۶ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
عباس زاده

سوره ۱۱۵ ام!!!

گفت: " اگه الان بهت بگن یه سوره از قرآن بخون، چی می خونی؟"

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۱۲/۱۴ ۱۷ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰
رزمنده

ستون!!

داشت می گفت که: "دکتر بهم گفته فلان ورزش ها را باید انجام بدی تا حالت خوب بشه..."

گفتم: "مگه چی شدی؟!"

گفت: "خبر نداری مگه؟!"

گفتم: "نه..."

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۱۲/۰۷ ۱۰ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰
رزمنده

سختی یا راحتی مسئله این است ...

بسم الله الرحمن الرحیم

رفته بودم مجلس ختم یکی از اقوام، اصولا مجلس ختم مراسم تلنگر و موعظه است نه دید و بازدید اقوام و فامیل، روحانی سخنرانی میکرد:

سیدشهاب الدین مرعشی نجفی

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۱۱/۲۵ ۹ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰
عباس زاده

نصر من الله...


یه وقتهایی انقدر حرف هست و انقدر کار برای انجام دادن که نمیدونی از کجا شروع کنی...

بعد اگه دقت نکنی که به هر حال اولین قدم رو باید برداری،و شروع مهمه،ممکنه کلا هیچ کاری نکنی...

و حالا هم قصه ی ما همینه...

در همه ی ابعاد حضرت آقا حکم جهاد دادن...

برخی ها به ایشون گفتن: شما شمشیر بکشید،سینه ها سپر میشه براتون...

آقا در جمع فرمودن من که شمشیر رو کشیدم ...

دارم میزنم از چپ و راست....

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۱۱/۲۲ ۱۲ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۰
مَروه

هوالباقی

امام علی (علیه السلام) این چنین دنیا را تعریف می کنند« آگاه باشید! گویا دنیا پایان یافته، و وداع خویش را اعلام داشته است، خوبی هایش ناشناخته مانده به سرعت پشت کرده می گذرد، ساکنان خود را به سوی نابود شدن می کشاند، و همسایگان را به سوی مرگ می راند. آنچه از دنیا شیرین بود تلخ شده و آنچه صاف و زلال بود تیرگی پذیرفت و بیش از ته مانده ظرف آب ریخته شده از آن باقی نمانده است، یا جرعه ای آب، که با آن عطش تشنگان دنیا فرو نخواهد نشست. ای بندگان خدا! از سرایی کوچ کنید که سرانجام آن نابودی است، مبادا آرزوها بر شما چیره گردد، مپندارید که عمر طولانی خواهید داشت.(خطبه 52 نهج البلاغه)

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۱۱/۲۰ ۱۳ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰
گل نرگس

دعوت به همکاری!

لطفا راجع به تصویر زیر، هر چه می خواهد دل تنگت بگو....

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۱۱/۱۶ ۱۹ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۰
رزمنده

گینس!

دیدی طرف می خواد بگه آقا من خیلی عالی ام...کارم حرف نداره، میگه کارم تو گینس ثبت شد....

هندی ها خیلی علاقه مندند به گینس...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۱۱/۰۹ ۱۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
رزمنده

یا اله العاصین ...

بسم الله الرحمن الرحیم

اتفاقاتی توی هفته گذشته افتاد که افکار عمومی کشور رو تحت تاثیر خودش قرارداد.

اولیش ورود اون هلی شاتی بود که با تیراندازیهای مکرر روبرو شد.

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۱۱/۰۴ ۱۱ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰
عباس زاده

کلاغ یا پروانه؟!..مسئله این است..

لطفا چند لحظه به تصویر زیر دقت کنید


 

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۱۱/۰۲ ۱۳ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰
رزمنده

صبر و بی تابی

صدر نوشت مهم: این متن رو من به محض برگشت از سفر تو وب گذاشتم نمیدونم چرا اشتباهی تو پیش ها ذخیره اش کردم...واقعا ببخشید که دیر شد...الان اومده بودم پی نظرات فهمیدم.


حتما پیش اومده
کسانی اطرافت باشن که با رفتارشون آزارت بدن...
بعد از مدتی متوجه بشی که نه میتونی اون آدم رو نمیتونی عوض کنی(مثلا سنش بالا باشه،یا خودش نپذیره تغییر رو، یا در جایگاه تغییرش نباشی اصلا یا غیره)
 و نه میتونی از اون ها فاصله بگیری...(همکاری،هم کلاسی ای و غیره)

ادامه مطلب...
۱۹:۳۰ ، ۹۵/۱۱/۰۱ ۹ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
مَروه

سیمرغ!

چند وقت پیش به طور اتفاقی این نقاشی را دیدم...   

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۱۰/۲۵ ۹ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
رزمنده

بفرمائید به چالش مانکن!!

لطفا به اندازه ۱۰ ثانیه چشمتو ببند و نفس نکش....

فقط ۱۰ ثانیه..بعد برو به ادامه مطلب

خواهش می کنم...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۱۰/۰۴ ۹ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰
رزمنده

کودک یاری!!

دو تا پسر فسقلی داره....۳ و ۶ ساله...

می گفت از دست این دو تا مونده ام چیکار کنم؟!!!

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۹/۲۰ ۹ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰
رزمنده

فکر بکر یا ذکر بکر؟!...

امام علی سلام الله علیه و آله می فرماید:

"مواظب افکارت باش که گفتارت میشه

مواظب گفتارت باش که عادتت میشه

مواظب عادتت باش که شخصیتت میشه 

و مواظب شخصیتت باش که سرنوشتت میشه"


ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۹/۱۳ ۶ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰
رزمنده

این چه شوری است که جان ها...

ساعتی تا اذان صبح مانده بود...

روی صندلی های کنار موکب نشسته بودیم و منتظر که باقی اعضا بیایند...

صدای قدم زدن های کاروانیان،در سکوت شب،می پیچید...

پرچم های رنگارنگ کشورها، نواهای حسینی،چه خوب در دل شب،روح مان را به حرکت وا می داشت...

گذرشان را به نظاره نشسته بودم...

عده ای با پرچم آذربایجان...

پشت سرشان عده ای از اسپانیا...

چندتا خانم و آقا که از لباسشان میشد فهمید که از هند آمده اند...

دخترک کوچک عراقی با سربند یا رقیه... 

جوانی که با اصرار کالسکه را از دست بانوی سیاه پوست گرفت.....

ادامه مطلب...
۰۹:۴۴ ، ۹۵/۰۹/۱۲ ۱۰ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
مَروه

در پناه تو....

حسابی دیرم شده بود...

داشتم تند تند میرفتم که دیدم یه مغازه دار،  از مغازه ش اومد بیرون و در حالی که فحش می داد،  یه قابلمه بزرگ را هم یه نیم دایره ای تو هوا چرخوند تا محتوای داخل اون خارج بشه....

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۹/۰۶ ۷ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰
رزمنده

فکرشم نمی کرد....

چند روز پیش رفته بودم دیدن یکی از رفقا که از کربلا برگشته بود....ایشون با مادرشون رفته بودند کربلا...

می گفت وقتی وارد بین الحرمین شدیم مادرم احساساتی شد و با یه سوزی گفت:

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۸/۲۲ ۵ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
رزمنده

یک تصویر...روضه

لطفا چند لحظه، خوب به تصویر نگاه کنید....

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۸/۱۵ ۵ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰
رزمنده

از فواید خلقت مگس!!

داشتند بحث جدی می کردند...
موضوع بحث: مگس و فواید آن!!
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۸/۰۸ ۵ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰
رزمنده

به عزاخانه اباعبدالله الحسین خوش آمدید..

اطراف محل کار ما، پر از خونه هائیه که روزگاری ساکنانی داشته و صفا و صمیمیتی...اما حالا به خاطر گذشت زمان، دیگه نه از اون ساکنین خبری هست و نه از اون صفا و صمیمیت...فقط نمائی از خونه ها مونده و بقیه خرابه...
هر از چند گاهی هم، یکی از اونها خراب میشه و جای اون را ساختمون جدیدی می گیره...با سبک و سیاق جدید...
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۸/۰۱ ۷ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰
رزمنده

روی ماه ماه....

چند شب پیش، یکی از رفقا صدام زد و گفت فلانی یه دقیقه بیا و به ماه نگاه کن...من خیلی خوب نمی بینم...

گفتم چی رو؟

گفت ببین روی ماه چیزی نوشته؟!

گفتم جل الخالق...چی میگی؟!

گفت حالا تو نگاه کن...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۷/۲۴ ۷ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰
رزمنده

از چی ترسیدی؟!!!!

کنارش چند تا بچه کوچیک نشسته بودند....

یهو داد زد گفت پاشو برو اون طرف...کنار من نشین!!! 

گفتم چی شده؟

گفت از بس کثیف بود!!

خنده ام گرفت....

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۷/۱۷ ۵ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰
رزمنده

ان تنکرونی فانا ابن الحیدر

*
عبدالله بن حسن
نه زره داشت
نه سپر
نه در سن رزم بود
او می دانست عمویش کشته خواهد شد
او میدانست عمو دیگر جانی بر بدن ندارد چه او به میدان برود چه نرود...
اما نماند...
او به جز فدای دلدار شدن
به چه اندیشید؟
که با دستان خالی
به میدان دوید
و همان دستها را
که تنها دفاعیه اش بود
سپر بلای امامش کرد...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۷/۱۶ ۳ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
مَروه

جوونیم به فدات...حسین ابی عبدالله...

آخرای شهریور بود که مدام پیامک میومد که به ایام القاطی! نزدیک میشیم....کولر روشن می کنی، خیلی سرد میشه، خاموش می کنی خیلی گرمه...

اما از آب و هوا که بگذریم، در چند روز اخیر یه گروه را می بینی مراسم عقد و عروسی و اینها دارند...یه سری را می بینی علم و کتل آماده می کنند برای هیئت...دو هفته پیش، حدود عید غدیر اینها بود که یه هیئت دیدم راه افتاده بودند تو خیابون...با تمام تشکیلاتشون...مونده بودم عید غدیره یا محرم؟!!

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۷/۱۰ ۵ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
رزمنده

پله پله تا....

دیدید وقتی صحبت از موفقیت و اینها میشه همه میگن ان شاء الله در تمام مراحل زندگیت همینطور موفق باشی...یا مثلا ان شاء الله پله های ترقی را یکی پس از دیگری با موفقیت طی کنی...
ما الان با این پله ها کار داریم....
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۷/۰۳ ۱۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
رزمنده

خشم اژدها؟!

-شما زود عصبانی میشید؟

-نه اصلا...من عصبانی نمیشم، عصبانی نمیشم اما وقتی عصبانی شدم طوفان! به پا می کنم...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۶/۲۷ ۱۲ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰
رزمنده