۸۷ مطلب توسط «صالح» ثبت شده است

کمک به خلق

چند باری شاهد عمل های خیرخواهانه و دستگیرانه مهندس بود... مورد آخری رو که مشاهده کرد این بود:

 مهندس با یکی تلفنی صحبت میکرد و میگفت:

میفرستمش دفتر خودت... مدت شش ماهی خودم آموزشش دادم... حدود هشتاد درصد راه افتاده... فقط باید یه هفته تا ده روز پیش خودت کار کنه تا ضعفهای باقی مونده اش برطرف بشه... بهش سخت بگیر تا خوب راه بیفته... هزینه این مدت هم هر چی باشه خودم بهت میدم... در مورد هزینه با خودش حرفی نزن... اوضاعش خیلی خرابه....

مهندس مکثی کرد... دوباره ادامه داد:

آره فوق لیسانسه... اما بیکاره و وضعیت مالی اش خیلی خرابه... متاهله... یه دختر دو سه ساله هم داره...

دوباره گفت: خودت که از وضعم خبر داری... فعلا هشتم گرو نه ام هست... اون طلبی که از دوستت دارم هر وقت بهم داد من هم هزینه این چند روز آموزشت رو بهت میدم...

بعد مکثی دوباره با تعجب گفت: یه تومن!!!!!؟؟؟... نه بابا... چه خبره خوشتیپ... یه تومن بهت نمیدم ولی راضیت میکنم...

گوشی رو که قطع کرد این دوستش تاب نیاورد و گفت: مهندس به یه چیزی حساس شدم... خیلی دنبال دردسر میگردی... برای کمک به دیگران... چرا؟

مهندس که انگار کسی دست روی زخم دلش گذاشته باشه آهی کشید و گفت:

نیاز دارم... بیش از این که اونها نیاز به کمک من داشته باشن... من نیاز دارم به اونها کمک کنم...

ادامه مطلب...
۰۶:۵۱ ، ۹۵/۰۵/۰۸ موافقین ۱۱ مخالفین ۲
صالح

سخنی با متاهلین (2)

این داستان ادامه مطلب "سخنی با متاهلین (1)" هست قسمت اولش رو در    اینجا    بخونید

این داستانی که نقل میکنم در عالم واقعیت هنوز به پایان نرسید... هدف من هم از نقلش داستان سرایی نیست... بقیه داستان رو بگم تا به آنچه که در این داستان توجه ام رو جلب کرد برسم...

این اقا وحید داستان ما حدود 16 الی 17 روزی که توی سالن تولید کار کرد هیچ پیشرفتی نداشت و خرابکاری هایی میکرد که مهندس مسئولش رو از ادامه موندنش در اونجا نگران کرد... علاوه بر ناتوانی در یاد گیری یک کار بسیار ساده... مقید به نظم هم نبود و گاهی دیر می اومد سرکار که این ایراد از ایراد اولی اش مشکل ساز تر هم بود...

بلاخره مهندس مسئولش به من گفت : صالح دیگه خودت یه فکری به حالش بکن... من خیلی سعی کردم نگه اش داشته باشم حتی اگه یک در صد احتمال میدادم این پسره بعد یک ماه هم کار رو یاد میگیره حفظش میکردم... اما نمیدونم چه مشکلی داره... به درد این کار نمیخوره... من دیگه اجازه نمیدم بیاد توی سالن تولید...

گفتم اشکالی نداره... همین که تا حالا براش وقت گذاشتی ممنونتم... داستان ناتوانی وحید در کارش به گوش پسر حاجی (حاجی صاحب کارخانه هست) رسیده بود... یه روز پسر حاجی به من گفت: مهندس میگه این فامیلت کار یاد نمیگیره... بهش بگو خودش رو برسونه... میخوایم نگه اش داشته باشیم...

روزی که مهندسش بهم گفت دیگه راهش نمیدم... زنگ زدم به پسر حاجی و اون هم گفت بفرستش کارخونه شماره یک... بره زیر نظر مهندس فلانی... همین کار رو اونجا انجام بده... اونجا حجم کار پایین تر هست... اما بهش بگو خودش رو برسونه... جای جدیدی که براش مشخص کردیم هم چهار پنج روزی کار کرد اما اون مهندس هم که با من رفاقت صمیمی تری داشت بهم گفت: صالح این پسره اصلا گیجه... بدرد این کار نمیخوره... ضمن اینکه وحید توی این چهار پنج روز یه بار بدون هماهنگی مهندسش نیومد سر کار... یعنی خودش به خودش مرخصی داد...

توی همین اوضاع روزی پسر حاجی رو دیده بودم و در مورد وحید و مشکل بیماری اش با پسر حاجی صحبت کردم... دلش برای وحید سوخت... و گفت این پسره بدرد کار توی سالن نمیخوره... بذار یه فکری بکنم ببینم کجا بدردش میخوره... بهت خبر میدم

فردای همون روز به مهندس مسئولش گفت: محترمانه جوابش کنین... بدرد کار توی کارخونه نمیخوره... بگید بره...

بله... جوابش کرده بودن... حالا وحید و خانمش با همه اسباب اثاثشون توی شهر غریب که هیچ کسی جز ما رو نمی شناختن بدون هیچ درآمدی مونده بودن چکار کنن...

ادامه مطلب...
۰۷:۴۵ ، ۹۵/۰۵/۰۱ موافقین ۱۰ مخالفین ۰
صالح

غفلت

  در مطلب هفته گذشته برام یقینی شد که کاری که برای خدا نباشه نه تنها غفلت میاره... بلکه بالاتر... خود اون کار عین غفلته... برای همین علمای اخلاق و حکمای الهی حرفشون اینه که هر کاری انجام میدید (غیر از کار خلاف) برای کارتون دلیل الهی داشته باشید... حتی غذا خوردن... حتی خوابیدن... حتی لباس خریدن... میفرمایند تمام اعمالتون قربة الی الله باشه... مثلا وقتی گرسنه مون شد، نگیم چون گرسنه ام هست باید برم غذا بخورم بلکه دلیل غذا خوردنمون این باشه که چون برای تقرب به خدا و برای سیر الی الله به این جسم نیاز دارم باید به این جسم رسیدگی کنم تا سالم بمونه... برای همین سالم موندن جسم ، الان باید غذا بخورم... اون وقت وقتی دلیل غذا خوردن این شد... شخص لذیذترین غذای دنیا رو هم که بخوره قبل از سیر شدن دست از غذا میکشه... چون لذت بردن از غذا هدف اصلی اش نسیت... هدف اصلی اش تقرب به خدا بود... منکر لذت بردن از غذا خوردن نیستم اما باید دید اصل و فرع چیه... یعنی در غذا خوردن اصل بر قوت گرفتن برای اطاعت خداست و فرعش لذت بردن از طعم غذا و ...

طولانی اش نکنم... هفته گذشته دیدم بزرگواری قصد بستن وبلاگشون رو دارن...

ادامه مطلب...
۰۶:۴۲ ، ۹۵/۰۴/۱۸ موافقین ۱۳ مخالفین ۰
صالح

افرینش خود بر اساس توحید

در سفر قبلی ام به جنوب (راهیان نور) دفترچه ای دستم بود تا اگر به نکته ای برخوردم بنویسم


یکی دو روز هست که این دفترچه روی میزم هست... چطور راه به اینجا پیدا کرد نمیدونم...

امروز جمله ای که در صفحه اولش نوشتم توجه من رو به خودش جلب کرد گفتم شما رو هم شریک کنم:



نامه شهید علم الهدی به خواهرش:


همانگونه که رسالت ابراهیم ساختن خانه خدا و پایه گذاری توحید بود تو رسالت داری خود را بر اساس توحید بیافرینی تا بتوانی یک انسان موحد باشی.

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۴/۰۴ موافقین ۱۵ مخالفین ۰
صالح

اطمینان و اضطرار

تفاوت بندگی ما و بندگی اولیا الله  در نحوه اطمینان و اضطرارمون هست... اصلا وقتی تفاوت آشکار بشه میبینید که اگر بندگی اونی هست که اولیا الله دارن دیگه نمیشه اسم ماها رو عبد گذاشت... ماها بیشتر میشیم مصداق اون آیه شریفه : "اکثرا ایمان نیاوردند مگر اینکه مشرک شدند"

تفاوت ما و اولیا الله در اینه که جایگاهی که اونها مضطرمیشن ما در اون جایگاه مطمئن هستیم و جایگاهی که اونها مطمئن هستن ما در اون جایگاه مضطر میشیم...

بذارید مثال بزنم تا مشخص بشه منظورم چیه... لازم هست دو مثال بزنم.. خواهشم اینه که اگر قرار هست بخونید با حوصله و دقت بخونید...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۳/۲۸ موافقین ۱۵ مخالفین ۰
صالح

فشار قبر

شاید فشار قبر همان فشاری باشد که روح الهی ما در قبر قیودات و حدودات خودساخته ی غیر الهی ما ، تحمل میکند

همان قبری که از اعمال نا صواب ما و افکار کوتاه بین و گرفتار تعلقات ما، شکل گرفته...

آری... آن روح الهی ما در این قبر تنگ و تاریکی که خود ساختیم در رنج و فشار هست...

خدایا به حق این روزهای پر برکت و نورانی ات ما را از قبر خودمان رهایی بخش که ما از آن شما هستیم و از بد حادثه در این قبر گرفتار آمدیم...

حال حضرت یونسی را داریم که در شکم نهنگِ دنیا که آن هم قبر هست گرفتار آمدیم...

به حق ذکر یونسی، رهایی مان ببخش...

لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین

۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۳/۲۱ موافقین ۱۳ مخالفین ۰
صالح

دست من گیر که این دست همان است....

 

 
شنیدید که میگن : آن را که عیان است چه حاجت به بیان است

به نظر من حقایقی که عیان هستن نه تنها نیازی به بیان ندارن بلکه اگر بخوای بیانش کنی اون حقیقت رو از عیان بودن خارج میکنی و نهانش میکنی...

 

 

 

این یه اصل هست بزرگواران:

حقایقی که عیان هستن؛ با بیان و شرح و تفصیل به جای اینکه عیان تر بشه.... نهان میشه... 

این صوتی که گذاشتم هم همینه... اگر بخوام شرحش بدم و بیانش کنم... بیشتر نهان میشه... خودتون گوش بدید... خیلی نیست ... همش دو سه دقیقه..

 

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۳/۱۴ ۴ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰
صالح

چقدر اهل عبور و عبرت هستیم؟

مهدی از بقیه بچه ها اعتدال بیشتری داشت... اون شب خونه سید دعوت بودیم... هنوز نیم ساعتی مونده بود تا افطار... خونه سید یه هال داشت و و یکی از اتاق خواب هاش هم خیلی بزرگ بود... برای خودش هالی بود... خانمها توی اون اتاق خواب نشسته بودن و ما آقایون هم توی هال بودیم...

مهدی قلم خطاطی و دواتش رو از کیفش بیرون آورد و مشغول نوشتن شد... خطاطی رو خیلی دوست داشت... میگفت خطاطی موجب توحد پیدا کردن قوه خیال میشه...

یکی از آقایون وقت اومدنش به خونه سید خیلی توی ترافیک مونده بود... میگفت بعد متوجه شدیم که اون ترافیک به خاطر یه تصادف خیلی جزئی ایجاد شده بود... میگفت فقط چراغ راهنمای ماشین طرف شکسته بود هیچ کدوم از طرفین هم زیر بار نمی رفتن... نه اون که مقصر بود حاضر به پرداخت غرامت میشد نه اون که فقط چراغ راهنمای ماشینش شکسته بود کوتاه می اومد... لذا یه اتوبان بزرگ و پر رفت و آمد رو بسته بودن تا افسر راهنمایی رانندگی بیاد و کروکی بکشه و ...

ادامه مطلب...
۰۷:۰۵ ، ۹۵/۰۳/۰۷ ۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
صالح

جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد

حتما اکثر شما شنیدید این روایت رو که در بحار مجلسی نقل شده: "به کمونم از امام باقر(ع) باشه"


اگر ابوذر میدانست آنچه را که در قلب سلمان است می گفت: خدا قاتل سلمان را رحمت کند...


البته در افضلیت سلمان پارسی نسبت به ابوذر غفاری تردیدی نیست... اما ابوذر هم کم انسانی نبود... تمام زندگی اش و دغدغه اش دین خدا و خاندان عصمت و طهارت بود... بر کسی پوشیده نیست که در دفاع از مولایش علی (ع) چه رنج ها که تحمل نکرد... و روایت از معصومین کم نداریم که در شان و منزلت والای ابوذر بیان شده...


تحلیل شما چیه؟... چرا ابوذر به این عظمت و به این ایمان راسخ اگر باطن سلمان را مشاهده کنه میگه خدا قاتلش رو رحمت کنه...

در برخی نقلها دیدم گفته شده : اگر ابوذر میدانست آنچه که در قلب سلمان میگذرد به خدای سلمان کافر میشد...


شاید بعضی ها بخوان بگن روایت معتبر نیست... اما به نظر من اگه روایت معتبر هم نباشه که هست... چیزی از صحت این جمله کم نمیکنه..چون حقیقتی رو بیان کرده... جمله ای حکیمانه هست... به نظر شما چرا اینجور هست؟...

ادامه مطلب...
۰۷:۰۷ ، ۹۵/۰۲/۳۱ ۵ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰
صالح

بیانم قهر کرده

نمیشه...

هر چی میخوام بنویسم نمیتونم...

اگه تعهد به نوشتن نداشتم قطعا امروز نمی نوشتم


چی بنویسم که حق وقتی که پای این مطلب میذارید ادا بشه؟

که مدیون شما نباشم؟ 


برم نهج رو باز کنم و حدیثی از مولامون علی براتون بنویسم

چه چیز بهتر از این؟!؟

ادامه مطلب...
۰۹:۰۳ ، ۹۵/۰۲/۲۴ ۱۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
صالح

نماز: جلوه ای از قیامت نفس

هر مطلبی که امروز خواستم بنویسم تا نیمه رفتم و نتونستم به انتها برسونمش... نمیدونم چرا دلم رضا نمیداد به نوشتنشون...

از حقیقت جمعه نوشتم... نشد

از قیام ولایت نوشتم... نشد

از قیام و قیامت بودن نماز نوشتم ... نشد

 

حرفی در دلم هست که راه بیانش رو پیدا نمیکنه...

انه  لقرآن الکریم... فی کتاب المکنون... لا یمسه الا المطهرون...

اینها آیات 77 تا 79 سوره واقعه بود... اگر معناش رو نمیدونید خودتون رجوع کنید به قرآن...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۲/۱۷ ۱۲ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
صالح

پیچیده ترین جنگ نظام هستی

جبهه حق و جبهه باطلی رو فرض کنید (فعلا فرض کنید اما در ادامه خواهید دید که این جنگ هم اکنون در حال وقوع هست) با هم در حال جنگی خونین هستن این جنگ توسط سربازان و افسران و کارگزارانی در حال وقوع هست اما یک واقعیت شگفتی در این جنگ وجود داره که شما نمونه اش رو در هیچ جنگی در کره زمین ندیدید...

و اون واقعیت اینه: سربازان و افسران و کارگزاران جبهه حق همان سربازان و افسران و کارگزاران جبهه باطل هستن  

خیلی عجیبه نه؟!!!!!!!!!

عجیبه ... اما واقعیت داره...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۲/۱۰ ۱۶ نظر موافقین ۷ مخالفین ۱
صالح

من کیستم؟!!!!

فرض کنید هسته ی میوه ی سیب  با یک درخت پر بار سیب به گفتگو بنشینن

درخت به هسته بگه من با تمام بزرگی و عظمتم از دل تو بیرون آمدم...

هسته با تعجب بگه: از دل من؟!!!! من به این کوچکی!!!... چطور ممکنه آخه؟

درخت دوباره بگه: درسته که عمر من از عمر تو بیشتره اما یک قوه ای در درون تو نهفته هست که اگه اون قوه رو فعال کنی منِ درخت سیب با همه عظمتم و با همه شکوه و زیبایی ام میشم شرح وجودی تو...


هسته میگه: شرح وجودی من؟!!! یعنی چه؟

درخت میگه: یعنی همه ی من در درون تو نهفته هست... اگر تو خودت رو باز کنی... خودت رو شکوفا کنی... درختی چون من میشی...

هسته میگه: من هنوز نمیتونم درک کنم چطور از درون موجود کوچکی مثل من درخت بزرگی مثل تو بیرون میاد... و نمی تونم درک کنم تو به این عظمت در درون من وجود داری....


میتونید خودتون رو جای هسته بذارید؟... فرمولهای علمی و فیزیکی رو بریزید دور فعلا... هسته ای رو فرض کنید که وقتی این خبر رو میشنوه کوچکی خودش و بزرگی درخت در ذهنش میاد... دچار حیرت میشه...


این یک مثال بود.... 

نسبت ما انسان ها با کل نظام آفرینش مانند نسبت هسته ی سیب هست با درخت سیب...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۲/۰۳ ۶ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰
صالح

رندانه ای از حکیم میرفندرسکی

یکی از ویژگی های خوب بخشی از دوران صفوی این بود که حکمای اسلامی به دربار شاه رفت و آمد میکردند و قدرتی حکومتی پیدا کرده بودند... از جمله حکمایی که به دربار شاه عباس رفت و آمد داشتن شیخ بهایی و میرداماد و میرفندرسکی بودن...


میرفندرسکی عالمی بود که دنبال نفوس مستعد کمال میگشت و گاهی اگر شخصی را میدید که اهل کارهای ناشایست و خلاف شرع است اما قابل هدایت است سعی میکرد به شیوه ای او را به مسیر حق بکشاند و برای این کار ابایی نداشت با او باب دوستی باز کند...


برای همین گاهی در محافلی حضور پیدا میکرد که اشخاص اون محفل چندان انسانهای سالمی نبودن به لحاظ اخلاقی و رفتاری...

این خبر به شاه عباس رسیده بود... روزی شاه عباس با طعنه و گلایه به میرفندرسکی گفت:

به ما خبر دادند برخی از علمای ما در محافل اراذل و اوباش شرکت میکنند!!!!!...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۱/۲۷ ۱۰ نظر موافقین ۱۴ مخالفین ۰
صالح

چرا تفکر؟...(۲)

مطلب امروز ادامه مطلب هفته گذشته "چرا تفکر؟... (1)" هست

اگر مطلب هفته کذشته را نخواندید لطف کنید یه نگاهی بندازید چون اینها به هم متصل و پیوسته هستن...

اما ادامه گفتگوی خودِ ژرف نگر و خودِ سطحی نگر رو مکتوب میکنیم


خودِ ژرف نگر:

خب من از حرفهای تو متوجه شدم که تو اطلاعات رو که مفاهیم عام و کلی هستن مساوی با ادراکات یقینی و عینی میدونی... حرف من اینه که اطلاعات مساوی با ادراکات یقینی نیست برات مثال میزنم:

فرض کن مسافری از یک سرزمین دیگه میاد پیش تو... و شما زبان هم رو میفهمید... اون مسافر از یک میوه ی محلی در سرزمین خودش برات حرف میزنه که تو تا حالا اون میوه رو به چشم ندیدی و به تبع نخوردی و نچشیدی... اما اون مسافر مزه و شکل اون میوه و خواصش و اثراتش بر بدن انسان رو برات شرح میکنه با کلام و صحبت کردن...

در اینجا در واقع تو نسبت به اون میوه اطلاعاتی کسب کردی... این اطلاعات یک درک کلی و مفهومی بهت میده... نه یک درک جزئی و یقینی و عینی.


خودِ سطحی نگر:

منظورت  رو از درک کلی و درک جزئی نمیفهمم... بیشتر توضیح بده...

ادامه مطلب...
۱۴:۵۵ ، ۹۵/۰۱/۲۰ ۵ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
صالح

چرا تفکر؟؟؟... (1)

من هیچوقت نتونستم آدمایی که توی اعتقاداتشون بچه مثبت هستن و همه چیز رو راحت میپذیرن و بعد میذارن گوشه طاقچه حافظه شون رو درک کنم...

همیشه از بودن با انسانهایی که پر از سوال بودن لذت میبردم... به نظر من قرآن هم آدمهای پر از سوال رو خیلی بیشتر دوست داره...

با اینکه مبنای قرآن ایمان به غیب هست باز ببینید چقدر دعوت به تفکر در آیات میکنه؟...

اصلا من میخوام ایمان به غیب رو تعریف کنم:

ایمان به غیب یعنی شما عقلا باید بفهمی چیزهایی هست که شما از اون بی خبری.. اما نباید در بی خبری ات بمونی... باید راه بیفتی تا بفهمی...لذا دعوت به تفکر میکنن... اصلا بذارید یه گفتگو بین خود سطحی نگرم با خود ژرف نگرم برقرار کنم اینطوری بهتر میتونم مطلب رو برسونم

خودِ سطحی نگر:

راستی حالا چرا میگن تفکر کن؟... اگر من نتیجه تفکر فلان محقق رو بخونم آیا لازمه خودمم دوباره روی اون موضوع تفکر کنم؟

آخه وقت آدم هدر میره... من نتیجه تفکر چند محقق رو در یک موضوع خوندم کلی اطلاعات بدست آوردم... عمرا با تفکر کردن خودم به همچین اطلاعاتی میرسیدم... خوبه دیگه!!!... مکه ما از تفکر چی میخوایم؟

ادامه مطلب...
۰۷:۱۰ ، ۹۵/۰۱/۱۳ ۱۴ نظر موافقین ۱۲ مخالفین ۰
صالح

فرمایشات مقام معظم رهبری

فرمایشات مقام معظم رهبری در جمع نمایندگان مجلس خبرگان دائم توی گوشم هست...

دغدغه ها و نگرانی های آقا دائم توی ذهنم سان پیدا میکنن... نمیتونم برای مطلب نوشتن تمرکز کنم


اقا فرمودن : آقای یزدی و آقای مصباح نیازی به مجلس خبرگان ندارن بلکه برعکس، وجود اونها به مجلس خبرگان وزانت می بخشید و نبودشان برای مجلس خبرگان یک خسران هست (نقل به مضمون)

و این یعنی : .... نمیدونم... خودتون بگید یعنی چی... خوب انتخاب نکردیم...

آقا فرمودند: کسانی که به شورای نگهبان حمله کردند و شورای نگهبان را تخطئه کردند کار غیر شرعی و غیر اخلاقی انجام دادند... (اگر اون آقایان گوش شنوا داشته باشند)

آقا فرمودند: این رفت و آمدهایی که الان بوجود آمده (کشورهای اروپایی به ایران) تا کنون نفعی برای ما نداشته...

آقا فرمودند: اینکه بعضی ها میگویند ما میخواهیم با تمام دنیا ارتباط داشته باشیم ما هم مخالف با ارتباط نیستیم... ما هم میگوییم ما به غیر از رژیم صهیونیستی و امریکا با همه دنیا ارتباط برقرار میکنیم لکن دنیا فقط اروپا نیست (قابل توجه شیفتگان چشم آبیها و مو بورها)

آقا فرمودند: قضیه نفوذ جدی هست.. بعضی ها این را باور نمی کنند... قضیه ی نفوذ را جدی بگیرید...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۴/۱۲/۲۱ ۵ نظر موافقین ۱۴ مخالفین ۰
صالح

سرطان

این را کسی گفت که مبتلا به سرطان است:


سرطان مرگ را به من نزدیک نکرد...

بلکه مرا نسبت به مرگ هوشیار کرد...


گاهی میبینم نوشته هام ملالت و خستگی میاره برای بعضی ها... این جمله که از اون بزرگوار هست اگر بنا باشه شرح بشه دوباره خسته تان میکنم...

پس اگر جمله برایتان جای تامل داشت روش تامل کنید...


بدرد میخوره...

ادامه مطلب...
۱۰:۱۵ ، ۹۴/۱۲/۱۵ ۹ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
صالح

نعمتها، محل امتحانات الهی هستن

میدونید فرق ما با انسانهای الهی چیه؟

شاید خیلی تفاوتها به ذهن شما برسه و همه اش هم درست باشه...

اما من میخوام یه اصل رو مطرح کنم ، خلاصه کلام اینه:

اونها نعمت هایی که خدا بهشون داده رو با هم مقایسه نمیکنن و تمام نعمتها رو فقط در راه خدا استفاده میکنن

مثلا برای یک عارف صاحب مقامات عالی انسانی ، نعمت نفس کشیدن با نعمت اون مکاشفات سنگین فوق عرشی اش یک اندازه اهمیت داره... نمیبینه چی بهش داده شده... میبینه کی بهش داده...

چون همچین اخلاق و منشی داشته اسرار نظام آفرینش رو بهش نشون دادن... نه چون خیلی مطالعه میکرده... نه چون ریاضت نفس میکشیده... نه چون اهل انجام واجبات و ترک محرمات بوده...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۷ ، ۹۴/۱۲/۱۴ ۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
صالح

امام برای ناس هست... ناس مانع ظهورند

انتخابات نوشت:

ان شا الله امروز همه ملت ایران با حضور میلیونی خودشون در انتخابات بار دیگه حماسه آفرینی کنن و اقتدار این کشور را به جهانیان نشون بدن

همچنین ان شا الله همه مردم در شهرها و استانها بهترین نمایندگان رو انتخاب کنن چون دوره پیش روی مجلس شورا و خبرگان هر دو از اهمیتی بسیار بیش از پیش برخورداره... ان شا الله همه این اهمیت رو درک کنیم.


و اما مطلب امروز: 

ادامه مطلب...
۰۷:۵۸ ، ۹۴/۱۲/۰۷ ۱۰ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰
صالح

بانویی که عظمتش حقارتم را نشانم میدهد

میخوام از بانویی بنویسم که عظمتش همواره حقارتم را برام برجسته کرد

اما قبلش چند سوال دارم:

آی صالح...

آی آقای مدعی جهاد فی سبیل الله....

آی خانم مدعی جهاد فی سبیل الله...

چقدر در راه خدا از خودت گذشتی؟... چقدر هزینه دادی؟... چقدر خودت رو خرج خدا کردی؟...

آی کسی که یه فشار کوچک بهت میاد گوش فلک از فریادهای جانسوزت پر میشه... آسایش ازت گرفته بشه آسایش اطرافیانت رو میگیری...

زیر آسمان همین دنیایی که من و تو با هزاران ادعا، فریاد اهل حق بودنمان گوش فلک رو پر کرده کسانی هستن خاموش و بی ادعا تمام هستی شان را برای خدا هزینه کردن...

از چیزهایی گذشتن که من و خیلی از شماها ممکنه برای حفظش هر حقی  رو نا حق کنیم...

قبل از این که در مورد این بانو بگم از یه آقایی باید براتون بگم:

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۴/۱۱/۳۰ ۱۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
صالح

بت شکن

راستش فانوس جزیره رو برای خودم بت ساختم... فکر میکنم حتما باید اینجا مطلب خیلی خوب و مفید بنویسم...

این باعث شد صمیمیتم با فانوس جزیره داره کم میشه...

میخوام این بت رو بشکنم... بذارید کمی ساده و بی تکلف بنویسم...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۴/۱۱/۲۳ ۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
صالح

...

راستی صالح!!!! :

اگر دل دادی ، چرا بی دل نیستی؟

اگر مُسلِمی (مسلمانی)،  چرا تسلیم نیستی؟

 

 

 

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۴/۱۱/۱۶ ۱۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
صالح

چند خطی در باب ظهور

ما شیعیان منتظر ظهور حضرت یقیة الله "م ح م د" بن الحسن العسگری هستیم

منتظر ظهور انفسی و ظهور آفاقی حضرت

ظهور انفسی: یعنی حقیقت امامت و حقیقت جان و سِرّ حضرت بقیة الله برای ما به صورت یقینی و شهودی ادراک بشه (به اندازه سعه وجودی خودمون) منتها باید این ادراک به صورت یقینی و شهودی باشه... تا ظهور امام در نفس ما اتفاق بیافته... به صرف فهم مفهومی، ظهور به این معنای انفسی اتفاق نخواهد افتاد. چه بسا حقیقت امام و امامت رو به لحاظ مفهومی برخی از محققین صهیونیستها بهتر از خیلی از ما شیعیان بدونن. اما اون نحوه دانایی و شناخت مفهومی حضرت به معنای ظهور انفسی ایشان نیست 


ظهور آفاقی: هم یعنی امام زمان با بدن عنصری و طبیعی خود در بین مردم ظاهر بشوند و مردم هم همه ایشان را ببینند و چهره مبارکشان رو از جاهل تا عالم بتوانند زیارت کنند و آگاه هم باشند که این چهره مبارک ، چهره حضرت بقیة الله هست. و امام با حضور خود در بین مردم حکومت جهانی تشکیل میدهند و ... شکر خدا ین بخش رو مردم به خوبی میشناسن و نیازی به توضیح نیست...


امام حسین (ع) امام زمان عصر خودشان بودند ... کوفیان ظهور انفسی امام حسین رو درک نکرده بودند اما ظهور آفاقی حضرت رو درک کرده بودند و واقعه کربلا هم به خاطر ادراک نکردن ظهور انفسی امام  توسط عموم امت بود...

ادامه مطلب...
۰۸:۳۰ ، ۹۴/۱۱/۰۹ ۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
صالح

راستی.... چه میخواهی؟

ده نفر انسان رو در اتاقی تاریک فرض کنید که به هر کدومشون یه عینک با یه فیلتر رنگی مختلف دادن مثلا یکی شیشه عینکش دودی هست یکی آبی هست یک قرمز هست یکی زرد و ...

ناگهان از پنجره یه تابش نوری رو وارد اتاق میکنن و به همه اون ده نفر میگن مشاهده کنید

از همشون سوال میشه چه چیزی رو با چشمتون ادراک میگنید؟

همه به اتفاق میگن : نور

بعد ازشون سوال میشه این نور چه کیفیتی داره در چشم شما؟

هر کدوم با توجه به رنگ عینکش پاسخ میده

مثلا اونی که عینکش آبیه میگه نور آبی هست

اونی که عینکش قرمزه میگه نور قرمزه

میبینید در وجود نور همه اشتراک دارن اما اختلاف در کیفیت نور براشون پیش اومده...

این داستان ما انسانهاست

ادامه مطلب...
۰۷:۵۳ ، ۹۴/۱۱/۰۲ ۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صالح

یک سوال عشقی

اومدم کلی در مورد عشق نوشتم بعد گفتم چه کاریه!!!...

گاهی همه چیز رو گفتن موجب رکود فکر شنونده یا خواننده میشه...


و ما روزنامه و قصه نمی نویسیم که بخوایم یه خبری به مخاطب بدیم یا داستانی براش نقل کنیم...

ما پویایی اندیشه خودمون و دیگران رو میخوایم... پس با سوال پیش میرم...

فرق احتیاج و نیاز با عشق چیه؟

واضح است که هر عاشقی محتاج معشوقش هست... از عمق جانش وصال معشوق رو طلب میکنه... این یعنی احتیاج به معشوق...

اما هر محتاجی، عاشق نیست... حیوانات هم وقتی گرسنه میشن احتیاج به خوردن پیدا میکنن اما نمیگیم این حیوان عاشق شده...

علاوه بر احتیاج چه چیزی به شخص باید اضافه بشه که بگیم شخص عاشق شده؟

ادامه مطلب...
۰۹:۰۲ ، ۹۴/۱۰/۳۰ ۱۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صالح

المومن کَیِّس

آقا مهدی میگفت:

با بنده خدایی روی مسائل اعتقادی بحث میکردم ، گیر داده بود به اینکه ریش ملاک دینداری نیست

میگفتم خب آره ملاک دینداری نیست 

همین که میرفتم بحث رو از ریش ببرم به سمت ریشه ، باز هم گیر میداد به موضوع ریش، که خب اگه معیار نیست چرا خودت ریش میذاری؟

چرا همه دوستات ریش دارن؟ چرا از ریشدارها تبعیت میکنی؟.... اصلا سوزنش توی ریش گیر کرده بود... یه غروری هم داشت که اگر میخواستم جلوی موضعی که در مسئله ریش گرفته بایستم، بحت منقطع میشد...

اون نیاز داشت از مبانی بشنوه ولی اصرار بی موردش رو سوالات ریش دار نمیذاشت به بحث بپردازیم

ناگهان فکری به ذهنم رسید:

گفتم: نه اتفاقا من بزرگواری رو می شناسم که اصلا ریش نمیذاره... صورتش عین صورت خانم هاست... اما تقوا و علم و معرفتش بسیار بالاست

خود من که حدود چهل سالم هست خیلی وقتها که توی مسائل معرفتی سوالات سنگین دارم اگر به ایشون دسترسی داشته باشم از ایشون می پرسم و همیشه راهنمایی هاش برام سود بخش بوده... اصلا اونقدر به علمش ایمان دارم که کلامش برام حجت هست

برای منی که این همه سال توی این امور مطالعه داشتم... اصلا به نظر من از اولیا الله هست

گفت : واقعا؟!!!!!!!! یعنی تو آدمی که اصلا ریش نمیذاره رو اینقدر قبول داری در حدی که حرفش برات حجت هست؟

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۴/۱۰/۲۵ ۱۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صالح

رسالت زمان

زمان و مکان رو اگر با دیده عقل بنگریم برکات عظیمی درش نهفته شده... در سِرّ این برکت حیرانم

مثلا در بستر زمان و مکان شما با یک لبخند به جا که با نیت الهی برای خلقی میزنید میتونید اونقدر سعه وجودی پیدا بکنید که ذره ای از این سعه رو اگر بخواهید بعد از این نشئه (بعد از مرگ) بدست بیارید... چه جانی به لبتان میآید... آوخ... تازه اگر قابلیت اون سعه در شما باشه... اگه...

اما این مقدمه بحثم هست ... حرف اصلیم چیز دیگه ای هست...

ما اومدیم در این نشئه که خودمون رو بسازیم... فرصت زیادی هم نداریم... زمان در این خودسازی ما وظیفه و ماموریتی داره که عرض میکنم خدمتتون:

ماها وقتی به تفکر مینشینیم و با قدرت منطق و برهان و عقلانیت امور انسانها رو بررسی میکنیم تمام ارزشها رو میپذیریم... مثلا تصدیق میکنیم که شهادت در راه خدا امری پسندیده هست... تصدیق میکنیم متخلق بودن به اسما و صفات الهی بسیار خوبه... کلا اخلاقیان نیک رو تصدیق میکنیم... خلاصه کسی که از موضع عقل به این امور نگاه کنه هیچ خوبی نیست مگر اینکه او تصدیقش میکنه

در شرایط آرومی که برای اون شخص همه چیز سر جای خودش هست چه بسا دوست داره همه این خوبی ها رو او هم دارا باشه... یعنی نه تنها خوبیها رو تصدیق میکنه بلکه خوب بودن رو هم طلب میکنه و دوست داره خوب هم باشه...

ادامه مطلب...
۰۸:۱۲ ، ۹۴/۱۰/۱۸ ۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صالح

طلبمان را متعالی کنیم

یه سنت الهی هست که کمتر بهش توجه میکنیم

خدا برای اینکه نعمت ولایت رو به جامعه ای بده اون جامعه باید استحقاق اون نعمت رو داشته باشه...

خدا با کسی تعارف نداره... با کسی فامیل نیست... پارتی بازی هم نیست... 

در دستگاه خدا شایسته سالاری و بایسته سالاری هست.

مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان و رای مردم و .... همه اینها فرع هستن برای تعیین سرنوشت مردم

و البته فروع بسیار مهمی هستن و باید باشن... چون عالم طبیعت عالم اسباب و علل هست... اگر این اسباب نباشن نمیشه...

خدا در سال شصت و هشت دوباره برای ما نعمت ولایت رو تمدید کرد.... چرا؟

واقعا چرا؟... 

ادامه مطلب...
۰۸:۴۲ ، ۹۴/۱۰/۱۳ ۱۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صالح

ازدواجِ مظهر دهش با مظهر پرورش

از اول هفته به این فکر بودم که برای جمعه چی بنویسم؟... تا همین چند ساعت پیش هم چیزی به ذهنم نرسید تا اینکه :

در وبلاگم مطلبی نوشته بودم و در اون مطلب گفته بودم مرد مظهر دهش هست و زن مظهر پرورش و پرورانندگی... این دو مظهر ذاتا میل به هم دارن... دست خودشون نیست... سرشتشون اینطوری هست... لذا خدا فرمود مردها باید با زنها ازدواج کنن تا به کمال برسن و حالا بحثهایی که اونجا پیش اومد کاری باهاش نداریم هدفم چیز دیگه ای هست... 

دوستی سوالی پرسید و من هم برای پاسخ وقت زیادی گذاشتم و در انتها دیدم بحث خوبی شد و بد هم نمیشه اگر اون سوال و پرسش رو برای مطلب امروز ارائه بدم البته به شرطی که دوستان فکر نکنن من دارم تبلیغ وب خودم رو میکنم... همه وبلاگها اگر برای خداست فرقی با هم ندارن...

اما سوال و پاسخ:

 سلام برادر

 
از این جمله که نوشتید مرد مظهر دهش هست و زن مظهر پذیرش و پرورش دهندگی یاد جمله ای از شهید سید رضا پاکنژاد افتادم. مضمونا این طور بود که مرد با ازدواج به کمال میرسه و زن با مادر شدن.
چند وقت پیش تر در مورد صفات زنانه و مردانه فکر می کردم. غرور و تکبر مردانه و خودخواهی و حسادت زنانه. اینجا
 
نمی دونم این ارتباط هایی که ازش نوشتم درسته یا نه. در مورد این جمله ی دکتر پاکنژاد توضیحی دارید شما؟
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۴/۱۰/۱۱ ۱۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صالح

علم 6 ( سخن آخر)

این هفته بحث علم رو به اتمام رسوندم... وسع من همین قدر بود... اما توی این چند هفته ای که مشغول تفکر در این باب بودم  برای خودم خیلی برکت داشت... خدا انشا الله باب علم رو به روی همه اهل ولایت باز کنه....

باب ما شیعیان رو به یاد اون حدیث رسول اکرم میندازه:

انا مدینة العلم و علی بابها...

اگر بخوایم به ظاهر لغوی این حدیث بسنده کنیم باب یعنی درب... و وقتی شما از در عبور کردی و وارد مدینه شدی دیگه کاری با باب نداری...

اما اجازه بدیم خود حضرت امیر این باب رو برای ما تشریح کنن...

ادامه مطلب...
۰۹:۱۶ ، ۹۴/۰۹/۲۰ ۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صالح

علم 5 (ادامه بحث حقیقت نفس و ادراکات نفس)

اربعین امسال من از جاماندگان قافله بودم... اما هیچ سالی به اندازه امسال دلم در کربلا نبود... روز اربعین به نیت همراهی با زائرین امام حسین راهی خیابانهای شهر شدم و در مسیری که دسته جات میرفتن راه پیمودم و عزاداری کردم...

امسال به این نتیجه رسیدم که حداقل در مورد خودم دلیل محرومیت فیزیکی ام کوتاهی در طلبم بود... ان شا الله سال بعد من و همه مشتاقان جزء راهپیمایان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) باشیم.... برای سلامتی زائرین حضرت هم دعا کنیم که ان شا الله به سلامت به آغوش خانواده شان برگردن...

این روزها بیشتر درک میکنم کسانی رو که میدیدن اشخاصی رو که راهی کربلا هستن اما خودشون به هر دلیلی نمی تونستن برن... سوختن داره...

اما خوشا این سوختنها... خوش دلهایی که همچین سوزهایی داره... از  دلهاتون مراقبت کنید... این سوزها نصیب هر کسی نمیشه...

باید بسوزانند تا بسازند... یک روز با هجران... یک روز با بلا... یک روز با ...

امیر المومنین فرمودند: البلاء للولا... مهر ولایت در دل داری باید منتظر بلا باشی... دیر و زود داره سوخت و سوز نداره...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۴/۰۹/۱۳ ۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صالح

رفع تعلقات

برای رفع تعلق لازم نیست از جان فرزند و همسر و والدینمون بگذریم...

لازم نیست مثلا بخش زیادی از مال مون رو ببخشیم و خیرات کنیم...

لازم نیست مثلا خودروی خودمون رو بدیم به یه نیازمند...


برای عملیاتی کردن رفع تعلق باید عاقل بود...

ادامه مطلب...
۰۹:۱۵ ، ۹۴/۰۹/۱۰ ۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صالح

علم 4 (حقیقت نفس و ادراکات نفس و ربطش با علم)

امروز حرف خاصی ندارم جز یک تشکر حقیقتا از قلب بر آمده...

اینکه دوستان لطف کردن و مباحثی که ممکنه حوصله شان نگیره و براشون مفید فایده نباشه رو تحمل کردن و به من خرده نگرفتن و اجازه دادن من این بحث رو آغاز کنم...

خدا رو گواه میگیرم پرداختن و جمع آوری و منظم کردن این مطالبی که به صورت پی دی اف برای شما ارائه میدم اونقدر برای خودم نافع بود و اونقدر نکات ناب برای خودم باز شد که فقط خدا میدونه چقدر مبتهجم...

خدایا من که زبان شکرم قاصره اما خیر دنیا و آخرتت رو نصیب این بزرگواران بفرما که بستر رو فراهم کردن برای این اندیشیدن و تلاش من...

نمیدونم... زبان و بیان نوشتن ندارم... فقط تشکر.. همین...

ادامه مطلب...
۰۸:۳۵ ، ۹۴/۰۹/۰۶ ۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صالح

القلب حرم الله


واقعا چه کسی میتونه تعریف جامعی از "قلب" داشته باشه؟
آیا قلبی که فرمودن حرم خدا هست همون جسم کذایی هست که در سمت چپ قفسه سینه قرار داره؟
آیا همون عواطف و احساسات انسان هست؟ 
امام صادق فرمودند : القلب حرم الله فلا تسکن حرم الله غیر الله
" دل حرم خداست و حرم خدا به غیر از با خدا تسکین نمی یابد "
به ریشه کلمه فارسیش"دل" دقت نکردم اما "قلب" معنی زیبایی داره  یعنی حقیقتی که دائم در انقلاب هست در حرکت هست در حال شدن هست...
و فرمودن همچین بستری که دائم در حال سیلان و شدن هست حرم الهی هست... وقتی میگیم قلب حقیقتی هست که دائم در حال شدن هست سوال پیش میاد : در حال شدن به چه چیزی؟
این آیه به ذهنم میرسه : انی جاعل فی الارض خلیفه... یعنی قلب ذاتا سکون نداره تا به فنای فی الله و بقای بالله برسه...
قلب ذاتا در حرکته... این ما انسانها هستیم که بهش جهت میدیم... 
جالبه که فرمودن سکونت و آرام و تسکین نداره  جز با خدا (فلا تسکن حرم الله غیر الله) یعنی این حرکت ذاتی که ما اسمش رو قلب میذاریم در هیچ حدی وقوف نمی کنه تا به الله برسه... اونجا آروم میگیره... سکینه میشه... ساکن میشه... و اون سکونت به معنای راکد شدن نیست که بحث خودش رو داره
ادامه مطلب...
۰۹:۵۵ ، ۹۴/۰۹/۰۱ ۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صالح

علم 3 (چگونگی رسیدن به علم و مسئله حقیقت نفس)

توی کل این هفته در حال فکر کردن و منسجم کردن مطلبم بودم از امروز قبل از اذان صبح هم همینطور مشغول نوشتنش بودم اما از 5 صبح نت قطع شد هنوز هم وصل نشد... اومدم بیرون بعد اینکه کل شهر رو گشتم تازه یه کافی نت پیدا کردم که باز بود و دارم مینویسم... خلاصه منو ببخشید بابت این همه تاخیر....

مقام معظم رهبری چند روز پیش در جمع اساتید دانشگاه تذکذات و هشدارهایی دادند در باب کند شدن سیر علمی در دانشگاه...

این ولی خدا در ابتدای فرمایشاتشون اشاره کردن به پیشینه علمی ایران و قدرت تمدنی کشور ما... اشاراتی داشتند به اینکه قبل از اینکه این سازوکار دانشگاهی در ایران بوجود بیاد در سیستم تعلیم و تربیت این مرز و بوم امثال ابن سیناها تربیت میشدند...

پس سازوکار تعلیمی در کشور ناکارامد نبود...(البته این عرض بنده هست)

ادامه مطلب...
۱۷:۱۵ ، ۹۴/۰۸/۲۹ ۱۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صالح

علم (2) ادامه بحث جامعیت و ... فیزیک و متافیزیک

در مورد مطلب علم عارضم خدمت دوستان که طبیعی هست مطلب کمی نیاز به دقت و تامل داره و ممکنه قدری سنگین باشه و مستلزم تمرکز بیشتر... 

هر چند من واقعا سعی کردم عامیانه بنویسم و مثالهای فراوان بزنم تا همه فهم بشه

اما ماهیت بحث طوری هست که نمیشه سبک تر از این باشه... 

لذا انتظار ندارم همه مطالعه اش کنن شکر خدا بقیه دوستانم در فانوس جزیره قدرت نوشتاریشون طوری هست که هم مفید بنویسن و هم خوانندگان رو جذب کنن... 

من چون میبینم ما الان در مقطعی از تاریخ قرار گرفتیم که جوونها باید خیلی از شیوه های غلطی که چند قرن هست که به ملت ها تحمیل شده رو بشکنن و تحولی بر مبنای دین و حکمت ایجاد کنن چه در عرصه سیاست و اقتصاد... چه در عرصه سبک زندگی و عقاید... چه در عرصه علم...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۴/۰۸/۲۲ ۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صالح

خطورات مشوش یک پریشان فکر

گاهی فکر میکنم که اگه رئیس جمهور میشدم و برای ازدواج جوونا به جای اینکه نفری 3 میلیون وام بدم نفری 25 میلیون وام میدادم 

دچار چه مصائبی میشدم ... تازه آغاز گرفتاریهای دولتم میشد

چون نفری 25 میلیون که وام بدم به دو تا جوون.. جوونا دیگه بهونه مالی ندارن و خیلیهاشون میرن با این وام ازدواج میکنن

بعد که ازدواج کردن حالا مشکلات بیکاری بیشتر خودش رو نشون میده...

لذا بهم فشار میارن که مشکل بیکاری رو حل کن

ازدواج که کردن حالا باید مشکلات مسکن شون رو حل کنم...

لذا این خلاء هم بیشتر خودش رو نشون میده... 

لذا توی چهار سال که نمی تونم این مشکلات رو حل کنم... بیشتر بدنام میشم...

ناگهان یه فکری به ذهنم رسید که چه کاریه؟

ادامه مطلب...
۱۵:۵۰ ، ۹۴/۰۸/۲۰ ۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
صالح

علم(1) (لزوم جامعیت در علم)

پیامبر اسلام فرمودند: اگر علم در ثریا هم باشد مردانی از ایران بدان دست خواهند یافت...

وقتی تحولات علمی جهان امروز رو میبینم به این نتیجه میرسم که بشر نیاز به یک شیوه جدید و بدون تبعات در رسیدن به علم داره...

تبعات و عوارض وحشتناک علم ، در روزگار مدرن امروز ،حتی گریبان پرچم داران مدرنیسم رو هم گرفت

با نگاهی جامع تر میشه فهمید دنیای علم در روزگار مدرن نه تنها دچار بحران شده بلکه بحران آفرین هم شده...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۴/۰۸/۱۵ موافقین ۰ مخالفین ۰
صالح

فانوس جزیره از نگاه مخاطبانش

به نظرم فانوس جزیره لازم داره خودش رو از نگاه مخاطبینش ببینه...

چه مخاطبین جدید و چه قدیمی...

اینکه روند فانوس رو طی این یه سالی که گروهی شده چطور ارزیابی میکنید؟ (حالا ممکنه یکی دو ماه بالاتر یا پایینتر باشه)

نقاط ضعف و نقاط قوتش چی بوده؟

تنوع قلم نویسنده هاش چطور بوده؟

و هر چی که به ذهنتون میاد...

به نظرم اگه نقد و پیشنهادتون رو بفرمایید، در تصمیم گیری در ادامه راه کمک خوبی میکنید به ما...

خود نویسنده ها هم انتقادات و پیشنهاداتشون رو بگن بد نیست به نظرم...

یا علی



۱۳:۰۳ ، ۹۴/۰۸/۱۲ ۱۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صالح

نشانه ی انسانهای اهل اندیشه

میخواید یه نشونه از انسانهای اهل اندیشه و اهل تعقل بهتون بدم؟

هر کی به یه جا زیاد زل میزنه و تو خودش میره اهل اندیشه نیست

هر کی کلی جملات قصار از اندیشمندان غرب و شرق حفظه اهل اندیشه نیست

هر کی مثل من مدعی دونستن هست اهل اندیشه نیست

اهل اندیشه یه نشونه داره که هر کسی اون نشونه رو نداره:

ادامه مطلب...
۱۰:۲۵ ، ۹۴/۰۸/۰۹ موافقین ۰ مخالفین ۰
صالح

ماهیت علم و شیوه ی کسب آن

صدر نوشت:لطفا برای اعلام موافق یا مخالف تقاضا نوشت رو مطالعه بفرمایید

این مطلب برای من خیلی مهم هست چون بحثهای بسیار بنیادی درش مطرحه... نه اینکه من دارم بنیادهاش رو تبیین میکنم نه..

این مسئله اساسا و ماهیتا، بنیادی هست

من تقاضام اینه که دانشجویان بزرگوار این بحث رو دنبال بفرمایند بنده بنا ندارم در همین مطلب تمام آنچه رو که لازم هست برای بیان ، مطرح کنم

قطعا چندین هفته بحث لازم هست تا این مسئله تازه به صورت اجمالی و کلی مطرح بشه

اما در پایان هم کتابی معرفی خواهم کرد که اگر کسی خواست به صورت مبسوط این موضوع رو مورد بررسی قرار بده به این کتاب مراجعه کنه

متاسفانه تعریفی که از علم و شیوه کسب اون در دانشگاهها مطرح شده موجب شده که اغلب حوزه علم و دین رو از هم جدا بدونن و یا حداقل بگن در برخی جاها علم و دین با هم تباین یا تناقض دارن... در خوشبینانه ترین حالتش میگن علم و دین مکمل هم هستن که همه از اساس اشتباست

وقتی شما تعریف علم رو درست بشناسید و شیوه کسب علم رو (بزرگواران شیوه ی کسب علم بسیار مهم و بنیادی هست تا حالا در موردش فکر کردید؟) هم درست بشناسید در هر رشته علمی که باشید (فیزیک و شاخه هاش ، شیمی ، پزشکی ، کشاورزی ، نجوم و ....) دریافتهای شما با دیگرانی که شیوه ی کسب علم رو نشناختن اصلا قابل مقایسه نیست... اما بریم سر اصل مطلب:

علم یعنی چه؟

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۴/۰۸/۰۸ موافقین ۱۱ مخالفین ۰
صالح

نیت

ما انسانها توی خیلی از کارهای روزمره مون میتونم اون کار رو انسانی انجام بدیم اما غالبا اینطور نیستیم

در خوشبینانه ترین حالتش بیش از 50 درصد روزمره ما حیوانی میگذره...

مثال: تا حالا از خودمون پرسیدیم وقتی گرسنه مون میشه چرا میریم غذا میخوریم؟

 یا وقتی تشنه مون میشه چرا آب میخوریم؟

خب جواب اکثر ما اینه که چون گرسنه هستیم و اگر غذا نخوریم توان کار و فعالیت نداریم... احساس ضعف میکنیم... کلا گرسنگی و تشنگی چیز خوشایندی نیست...

یعنی نیت اکثر ما برای غذا خوردن حداقل اینه که : میخوایم رفع گرسنگی بکنیم

به نظر شما نیت حیوانات برای غذا خوردن چیه؟

لازم نیست دلیلشون رو توی ذهنشون بیارن که بگیم نیت کردن... همین که گرسنگیشون اونها رو به سمت غذا میکشه یعنی نیتشون رفع گرسنگی هست...

پس اغلب ماها در غذا خوردن با حیوانات مشترکیم... تازه اگر پست تر نباشیم... چون گاهی میگیم چون خوشمزه هست میخورم!!!!... اما حیوان همیشه به قدر نیازش میخوره... هر چقدر هم خوشمزه باشه وقتی نیازش برطرف شد دیگه نمیخوره



ادامه مطلب...
۱۰:۱۰ ، ۹۴/۰۸/۰۳ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صالح

حضرت زینب (س) و حضرت ابوالفضل

امروز خیلی روز سختی هست برای مطلب علمی و استدلالی نوشتن...

از ابتدای هفته در فکرم می آمد که من چطور میخوام روز جمعه مطلب "ماهیت علم " رو بنویسم

همیشه هم برام سوال هست که اون روحانی هایی که جانی دارن چطور شب تاسوعا و عاشورا رو میتونن حدود نیم ساعت چهل دقیقه حرفهای استدلالی بزنن... چون حال حزن و اندوه بر انسان غلبه میکنه...

و غالبا هم دیدم اگر در شبهای اول مثلا چهل دقیقه بحث خودش رو پیش میبرد و بعد ذکر مصیبتی میکرد توی شبهای آخر نهایتا ده دقیقه تا یک ربع بحث شبهای قبل رو دنبال میکرد و بعد مابقی جلسه رو به ذکر مصیبت میپرداخت...


در بین یاران و اهل بیت امام حسین هر چند احوالات همه شون انسان رو متاثر میکنه اما احوالات دو نفر خیلی منو ویران میکنه

یکی حضرت ابوالفضل و دیگری حضرت زینب

شاید دلیلش این باشه که هیچ کدوم به اندازه این دو بزرگوار در ولایت امام حسین، ذوب و محو نشده بودن...

حالات حضرت زینب بعد از عاشورا تا وفاتش انسان رو بیچاره میکنه...

یادمه اولین باری که به صورت جدی و عمیق برای واقعه کربلا اشک ریختم در سال آخر دوره دانشجویی ام بود

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۴/۰۸/۰۱ موافقین ۰ مخالفین ۰
صالح

کربلا:یوم تبلی السرایر بود ؛ کل ارض کربلا

توی این هفته حقیقتا فرصت نکردم مطلبم رو جمع کنم

الان هم اونقدر حال اندوه محرمی بر من غلبه داره که نمی تونم درست بنویسم

اکتفا میکنم به چند جمله:

دوستان کسی که عزمی و ادعای خودسازی و کربلایی شدن داره حوادث فراوانی در پیش داره 

چون هر کدوم از ما لایه های پنهانی در نفسمون داریم که باید اول شناخته بشه بعد اگر نقص هست برطرف بشه اگر حسن هست مدیریت بشه و به اعتدال برسه برای همین حوادثی برای سالک پیش میاد که خود شخص در فراز و نشیبهای فراوانی قرار میگیره

مثلا یه ایرادی از پنج نسل قبل به شما رسیده اما حالا چون شما مدعی خودسازی شدید باید شرایطی پیش بیاد که اون نقص خودش رو نشون بده و درست بشه...

خلاصه کنم:

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۴/۰۷/۲۴ موافقین ۰ مخالفین ۰
صالح

علم با تعلم حاصل نشود (2)

این مطلب ادامه مطلب علم با تعلم حاصل نشود (1) هست که در هفته قبل منتشر شد

امام فرمود:

ای ابو عبدالله! علم با تعلم حاصل نشود بلکه نوری است که بر قلب آن کس که خدا خواهد هدایتش کند بتاباند اگر طالب آنی، ابتدا در نفس خود حقیقت عبودیت را جستجو نما و علم را بواسطه ی عمل بجوی و از خدا فهم و درک را طلب نما تا تو را عطا فرماید

آن مرد عرض کرد: ای ابا عبدالله (امام صادق) حقیقت عبودیت چیست؟

فرمود: سه چیز است ،

یکی این که بنده به آن چیزی که خدا به او داده است مالکیتی برای خود قایل نشود چرا که بنده و غلام را ملک و مالی نیست مال و ثروت را از آن خدا بداند و طبق اوامر او  آن را مصرف نماید

دیگر اینکه بنده تدبیری برای خود نداشته باشد (باید باز بشه این فرمایش امام... به معنی یله و رها بودن و برنامه ریزی نداشتن و بی تدبیری در امور زندگی نیست اگر روی این جمله امام لطیف بشیم بحث جدا نبودن دین از سیاست رو میشه به صورت علمی مطرح کرد)

سوم آنکه در آنچه که خداوند تعالی امر و نهی اش فرموده است خود را مشغول سازد

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۴/۰۷/۱۷ موافقین ۱۰ مخالفین ۰
صالح

علم با تَعَلُّم حاصل نشود(1)

در ابتدا این روز مبارک رو گرامی میدارم و ان شا الله پیروان حقیقی و بصیر امامت و ولایت باشیم

و نکته ای برای دولتمردانی که رفتار مقتدرانه و قاطع و صریح رو جنگ طلبی و جنگ افروزی میپندارن و غیر دیپلماتیک میدونن

مقام معظم رهبری روز چهارشنبه در جمع دانش آموختگان نیروی دریایی فرمودند: اگر بنا باشد جمهوری اسلامی (در برابر سعودیها) عکس العملی نشان دهد عکس العملش خشن خواهد بود... سخت خواهد بود.

این فرمایش این ولی الله بر حق چنان رعبی در دل آل سعود لعنتی ایجاد کرد که چند ساعت بعد از این فرمایشات به صورت مکتوب به مسئولان ایرانی متعهد شدند که هیچ زائر ایرانی را بدون مجوز در عربستان تدفین نمی کنند و بلافاصله اجساد شناسایی شده رو تحویل ایرانیها دادند طوری که مسئولین ایرانی در عربستان گفتند رفتار خبیثانه سعودی ها بعد از فرمایش مقام معظم رهبری به طرز عجیبی عوض شد...

آقایونی که وحشت از جنگ دارید این یک اصل تکوینی در نظام هستی هست: همیشه انعطاف ترس محورانه موجب وقوع جنگ میشود و اقتدار عزت مندانه و حق محورانه از وقوع جنگ جلوگیری میکند.... کج فهمیدید دین را... کج فهمیدید این جمله را : سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست

و اما مطلب امروز:

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۴/۰۷/۱۰ موافقین ۹ مخالفین ۱
صالح

غذای عقل انسان

من دردمندانه تسلیت عرض میکنم کشته شدن حجاج بیت الله حرام رو...

دیروز و دیشب واقعا حالم از این خبر بد بود و قصد نداشتم امروز مطلب بنویسم یعنی فقط میخواستم تسلیت عرض کنم اما صلاح رو در نوشتن دیدم

نمیدونم در مورد آل سعود لعنتی چی باید گفت که برادر همون سگ هار و نحس و نجس منطقه هست...

به همون اندازه که به نابودی صهیونیست میل دارم به نابودی این شجره خبیثه هم مایلم و بدونید آل سعودی نجس اگه سقوط کنه به یکسال نمیکشه که اسرائیل هم نابود میشه به حول قوه الهی...

خدایا همه درگذشتگان را غریق رحمتت بفرما و بر بازماندگانشان صبر و تسکین عطا بفرما

و اما مطلب امروز:

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۴/۰۷/۰۳ موافقین ۱۵ مخالفین ۱
صالح

دغدغهء مقام معظم رهبری!!!!!!

بارها تصمیم گرفتم که وب نویسی رو رها کنم

هم دلیل داشتم هم موانعی برای نوشتنم وجود داشت

دلیلم این بود که وب نویسی برام یه دغدغه غیر قابل کنترل ایجاد میکرد... و بحثهایی که اینجا شکل میگرفت و مطالبی که نوشته میشد فضای ذهنم رو در طول روز پر میکرد

حتی این مباحث تا در خلوتهای من هم نفوذ میکرد... و نتیجه این میشد که وقت تفکر کردن هی ذهنم پراکنده مباحث وب میشد....

کلا سعی میکنم هر دغدغه ای که خدا در اون نقشی نداره رو از خودم دور کنم...

این بخشی از اثرات وب نویسی رو ذهن خودم بود... و موانع هم این بود که من فرصت کافی برای نوشتن و پاسخ به نظرات نداشتم...

یعنی برای تحقق این کار می بایست یه مهمتر رو رها میکردم و به این مهم میپرداختم... مثلا از ساعت کارم میزدم تا برای یه پاسخ درست فکر کنم و زمان برای تایپش بذارم

یا از زمان اندکی که برای با خانواده بودن دارم بزنم و وارد گفتگوهای مجازی بشم... که گرمی خانه من از بین میره...

ادامه مطلب...
۰۸:۴۸ ، ۹۴/۰۶/۲۹ ۱۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صالح

واقعیتِ بیرونیِ واحد و خطورات ذهنی متفاوت برای اشخاص

داستان اول: کشاورزی رو فرض کنید در باغش بوته خیار کاشته... برای رشد این بوته هر روز کارهایی و تلاشهایی کرد...

حالا این بوته خیار به ثمر نشسته و هر روز میوه میده...

این مرد هر روز میوه ها رو میچینه و دور میریزه

شخصی ازش میپرسه چرا دور میریزی اینها رو؟ 

میگه من میوه ی خیار نمی خوام... من باید از این بوته هندونه بچینم...

اونقدر اینها رو دور میریزم تا بلاخره هندونه بده به من...

این کشاورز در نظر شما چه وصفی داره؟ در نظر من خیلی محترمانه بگم اینه: عاقل نیست

اینو در ذهن داشته باشید

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۴/۰۶/۲۷ ۰ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۰
صالح