۷۷ مطلب با موضوع «جنگ نرم» ثبت شده است

ناخالصیم

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
داشتم به این موضوع فکر میکردم از اصلی ترین مشکلات جامعه ما چیه، به این نتیجه رسیدم ناخالص بودن کارهامون هست، البته این موضوع بدین معنی نیست که همه مردم ناخالص هستند، ولی خب تو اکثریت ادم‌ها خصوصا توی حزب‌اللهی ها این ناخالصی زیاد پیدا میشه...البته این حتما به معنی ریا‌کاری نیست، بلکه این ریشه در ذات انسان داره، نیاز به دیده شدن یا حتی نیاز به دیدن نتیجه عمل... یعنی یکی مثل من شاید تمام نیتش از نوشتن یا هر کار دیگه برای خدا باشه... اما دوست داشته باشه که نتیجه عملش رو ببینه و از دیدن نتیجه لذت ببره... 
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۷/۰۹/۰۵ ۷ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
مرتضی نظری

بپرس بالام جان....

سلام علیکم

احوال شما؟
ان شاء الله خوب و سلامت باشید

ولادت با سعادت رحمه للعالمین حضرت محمد مصطفی صل الله علیه و آله و صادق آل محمد سلام الله علیه بر شما صمیمانه مبارک
بر همین اساس، این گل های زیبا، تقدیم به شما باد



ادامه مطلب...
۰۸:۴۵ ، ۹۷/۰۹/۰۳ ۳۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۲
رزمنده

همشاگردی سلام....

استاد خوبی بود...
از این جهت که دانشجو را وادار می کرد که دانش را بجوید...اما جای تاسف که اکثریت قریب به اتفاق، دانش را که نه بلکه راه های تقلب را جستجو می کردند....
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۷/۰۶/۳۱ ۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رزمنده

فدائی داری!!!!!

چند روز پیش یه نمایشگاهی رفته بودیم از صنایع دستی...
یکی از غرفه ها، مربوط میشد به استاد زبردستی که هنرش معرق کاری با فلز بود...بسیاری از سخنان امیر المومنین علی سلام الله علیه و آله و آیات قرآن را با این هنر نمایش داده بود....
یکی از آثار، یه صفحه دایره ای شکل و به صورت عمودی بود که در دو طرف اون آیات قرآن قرار داشت.. و زیر این صفحه، سه رنگ پرچم ایران...
گفت می خواستم بگم کشور ایران زیر سایه قرآنه....
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۷/۰۶/۲۴ ۸ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
رزمنده

بیداری به شرط....

اون موقع ها که بچه بودم، و ساعت کوکی نداشتیم، هر موقع که قرار بود راس ساعت خاصی بیدار بشیم، مادرم بنده خدا، این مسئولیت خطیر را به عهده می گرفت...
اونم چطوری؟
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۷/۰۶/۰۳ ۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
رزمنده

کو گوش شنوا؟

داشت رد میشد که یه صدایی شنید!!

-صدای چیه؟
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۷/۰۵/۲۰ ۸ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
رزمنده

راه با کلاس شدن....

یادمه بچه که بودیم معمولا سر زانوی شلوارهامون همیشه سوراخ بود چون بازی که می کردیم می خوردیم زمین...اونم روی زمین خاکی یا آسفالت...برای همین یه شلوار سالم نداشتیم...
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۷/۰۴/۱۶ ۶ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
رزمنده

تو اهل کجائی؟....من ایرانی ام

سکانس اول:

- گروهمون شده گروه مرگ...

- اسپانیاااااااا

- پرتغااااااال....رونالدووووو....

-واااااااااااااای

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۷/۰۴/۰۲ ۸ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰
رزمنده

اسرائیل درونت را بکش...

خورشید وسط آسمون بود و سیل روزه داران، در حرکت...

-خیلی گرمه...یا حسین

در همون ساعات اولیه، شُر شُر عرق می ریختند و شعار می دادند...

آب بدن وقتی از دست بره، بلافاصله شخص دچار ضعف میشه...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۷/۰۳/۱۹ ۹ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
رزمنده

مهربانی پخش کنیم با....

یه بزرگی میره از همسایه شون کتابی را قرض بگیره که بخونه...طرف میگه اگه میای همین جا بخونی بهت میدمش وگرنه که نه...

از خیرش می گذره...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۱۲/۱۲ ۱۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
رزمنده

شما بگید!!!

یادمه اون موقعی که فیلم مختار را نشون میداد و خانواده کیان را شهید کرده بودند، ایرانی ها روی مزار زن و بچه کیان، پارچه هائی به رنگ های "سبز، سفید، قرمز" انداختند...

یادمه که خیلی ها ایراد گرفتند که آخه اون موقع پرچم کجا بود؟ تازه به این رنگ؟!!

تا اینکه یه مطلبی خوندم راجع به رنگ پرچم که در  اینجا بخونید...خیلی جالبه...در این حد بگم که این سه رنگ برای اولین بار، در زمان هخامنشی ها، برای پرچم ایران استفاده شد و در دوره های بعدی تغییر کرد تا اینکه در زمان قاجار مجددا همین سه رنگ به کار رفت و تا به امروز ادامه داره...

بنابراین وقتی هخامنشی ها قبل از دوران پیامبر اسلام بودند خب مسلمه که دیگه در زمان مختار، استفاده از این سه رنگ، برای ایرانی ها، چیز عجیب و غریبی نیست...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۱۱/۲۱ ۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رزمنده

بلدی بخونی؟

کم و بیش اهل مطالعه است...
منتهی بیشتر روی مطالبی که از تفکر غربی گرفته شده، تمرکز می کنه که این قضیه کاملا در صحبت هاش مشخصه...
مثلا میای آب بخوری، میگه "فلان فیلسوف میگه آب مایه حیات است! اگر نخوری مرگت فرا خواهد رسید..."
از این داستان ها...
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۱۱/۰۷ ۱۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
رزمنده

تنبیه م کنید!!!

هشت سالشه...

سر کلاس شیطنت می کنه و معلمش میگه: "فردا به بابات بگو بیاد مدرسه وگرنه تنبیه میشی"

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۱۰/۲۳ ۱۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رزمنده

الا که صاحب ِ کاری....کار خوب سراغ داری؟

تازه عقد کرده....

می گفت چند روز پیش یه بساطی داشتم که...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۱۰/۰۹ ۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
رزمنده

دماغ فیل!!!!

سلام

اولین مطلب زمستان ۹۶

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۱۰/۰۲ ۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رزمنده

دوربین مخفیه؟!...

چند وقت پیش یه بنده خدائی گفت ایده نداری برای دوربین مخفی؟

گفتم والا هر چی ایده به ذهنم می رسه همه اجرا شده(لبخند)

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۹/۲۵ ۵ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
رزمنده

شارژ داری؟.....

دنبال شارژر می گشتند...
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۹/۱۸ ۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رزمنده

کوروش بیدار شو...

یه فیلم قدیمی هست از جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی که در اون، محمد رضا پهلوی میگه-نقل به مضمون: "کوروش آسوده بخواب، ما بیداریم"

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۸/۱۳ ۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رزمنده

نصب و راه اندازی بازی نهنگ آبی!!!

-خبر را شنیده ای؟

-نه چه خبری؟

-دو تا دختر خودشون رو از پل پرت کردند پایین...

-واقعا؟!!!! برای چی؟

-میگن به خاطر یه بازیه...اسمش هم "نهنگ آبی"...

-عجب..

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۸/۰۶ ۴ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
رزمنده

خجالت بکش....

مدتیه دارم روی این مطلب امام فکر می کنم و هر چی بیشتر می گذره بیشتر شرمنده میشم..

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۷/۲۲ ۵ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
رزمنده

شمر بنده خدا!!!

صحنه اول:
لباس مخصوص پوشیده بودند و راه افتاده بودند تو کوچه ها...
داشتند صحنه دلخراش کاروان اسرا را می ساختند...
در واقع مثلا اسیر بودند....
یکی شون  8 سالشه و اون یکی 12 سالشه...
یهو برادر کوچکتره می بینه، شمر داستان داره برادرشو با شلاق می زنه...شلاق نمایشی....
طاقت نمیاره و یه لنگه پا می گیره برای شمر و اون بنده خدا هم با مخ می خوره زمین(لبخند)
هیچی دیگه...شمر کاروان آسیب می بینه(لبخند)

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۷/۱۵ ۴ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
رزمنده

به چی فکر می کنی؟!!!

کلمات را نمی تونست درست ادا کنه...
بعضا اشتباه می گفت...
ولی کاملا جدی حرف می زد...
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۶/۱۸ ۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
رزمنده

کی تو را راه داده؟!!!!

می گفت داشتم برای پدرم می گفتم که دعوام شده بود...با یه مشت بچه جقله اما لات!!..من بودم و یکی از رفقا..کمربندمو درآوردم و حسابی زدیمشون!!!
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۵/۲۱ ۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رزمنده

یه شعر بخون....

از سادات طباطبائیه...نسل اندر نسل اینطوری بوده و هستند...

و البته خانواده شهید...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۵/۱۴ ۴ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
رزمنده

نخوابی ها....

با هم قرار گذاشته بودند که یه شب تا صبح بیدار بمونند و پلک روی هم نذارند!!

چرا؟

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۴/۱۷ ۸ نظر موافقین ۱۵ مخالفین ۰
رزمنده

من و امام خمینی....

حدود 10 ساله اینا بودم که شروع کردم به جمع کردن عکس های امام خمینی..
عکس ها هم معمولا از ابتدای کتاب های درسی جمع آوری می شدند و چقدر لذت بخش بود وقتی می دیدی مثلا امام زیر درخت سیب نشسته و صحبت می کنه..بعد این صحنه از زوایای مختلف، عکس گرفته شده و تو تقریبا همه عکس ها را پیدا کردی...
اونقدر این کار لذت بخش بود که برای کشف باقی ماجرا، پیگیر بودی این عکس، مربوط به کِی و کجاست؟...
و خب خاطراتی هم می خوندی دیگه...
و کسانی که در این خاطرات حضور داشتند...
نمی دونم از کجا این کار متوقف شد؟!!! حیف که ادامه نداده بودم...
یادمه همون موقع ها، یه عکس از امام کشیده بودم...با چه سختی ای....بعد یه روز که مهمون داشتیم، بچه مهمون که حدودا سه چهار ساله ش بود، دور از چشم همه، پاک کن را برداشته بود و یه جاهایی از تصویر را پاک کرده بود که خب رسماً تصویر نابوده شده بود...
یادمه ظاهراً لبخند می زدم ها اما در واقعیت می خواستم کله شو بکنم(لبخند)
اون موقع ها خیلی احساس نزدیکی می کردم با امام...بچه بودم و این احساس، صرفا احساس کودک و پدربزرگ داشت....خصوصا که هر دو پدربزرگم را هم با هم از دست داده بودم....
امام خیلی برام زنده بود...هر چی بیشتر راجع بهش می خوندم بیشتر حس زنده بودنش قوت می گرفت...
شعرهای امام را هم حفظ می کردم...(الان یادم نیست)
به قول شاعر:
اون روزها فرشته بودیم
حالا آدم نمیشیم
ادامه مطلب...
۱۳:۱۲ ، ۹۶/۰۳/۱۳ ۴ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
رزمنده

بگیر و ببنده!!

ماه ضیافت الله مبارک

ماه میهمانی خدا....

ماه رجب، ماه خداست

ماه شعبان، ماه پیامبر خدا

و ماه رمضان، ماه امت پیامبر خدا....

در واقع یه سِیری این وسط داره طی میشه...بعد در این ماهی که ماه امت پیامبر خداست، همین امت، میهمان خدا میشن....

مطلب عجیبیه ها...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۳/۰۶ ۵ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
رزمنده

راز پنهان!!!

اگه تونستی اینو بخونی!!

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۶/۰۱/۲۸ ۷ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
رزمنده

سادگی!!


با یه طلق و شیرازه ساده، پنجره اتاقش را تزئین کرده بود....

می گفت وقتی نور آفتاب از این طلق ها رد بشه و نور رنگی روی فرش بیفته، لذت می برم...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۱۲/۲۱ ۱۳ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
رزمنده

سوره ۱۱۵ ام!!!

گفت: " اگه الان بهت بگن یه سوره از قرآن بخون، چی می خونی؟"

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۱۲/۱۴ ۱۷ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰
رزمنده

ستون!!

داشت می گفت که: "دکتر بهم گفته فلان ورزش ها را باید انجام بدی تا حالت خوب بشه..."

گفتم: "مگه چی شدی؟!"

گفت: "خبر نداری مگه؟!"

گفتم: "نه..."

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۱۲/۰۷ ۱۰ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰
رزمنده

نصر من الله...


یه وقتهایی انقدر حرف هست و انقدر کار برای انجام دادن که نمیدونی از کجا شروع کنی...

بعد اگه دقت نکنی که به هر حال اولین قدم رو باید برداری،و شروع مهمه،ممکنه کلا هیچ کاری نکنی...

و حالا هم قصه ی ما همینه...

در همه ی ابعاد حضرت آقا حکم جهاد دادن...

برخی ها به ایشون گفتن: شما شمشیر بکشید،سینه ها سپر میشه براتون...

آقا در جمع فرمودن من که شمشیر رو کشیدم ...

دارم میزنم از چپ و راست....

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۱۱/۲۲ ۱۲ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۰
مَروه

سیمرغ!

چند وقت پیش به طور اتفاقی این نقاشی را دیدم...   

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۱۰/۲۵ ۹ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
رزمنده

بفرمائید به چالش مانکن!!

لطفا به اندازه ۱۰ ثانیه چشمتو ببند و نفس نکش....

فقط ۱۰ ثانیه..بعد برو به ادامه مطلب

خواهش می کنم...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۱۰/۰۴ ۹ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰
رزمنده

چی میخواستیم چی شد؟!

.

_ پسرم دوتا #نون برا خونه بگـیر!
+ مامان دارم #کار_فرهنگی انجام میدم نمیتونم!
.
_ زهرا راستی چرا حال خواهرت خوب نیست ؟!
پستاش غمناکه!
راستی مادربزرگت بهتره؟؟
+ نمیدونم باید بپرسم ؛ راستش مدتیه درگیرِ #جنگ_سایبری هستم از حالِ اعضای خونه و فامیل زیاد خبر ندارم!
.
_ علی داداش برا امتحان فردا درس خوندی ؟!
+ نه داداش فعلا کـ مشغول جهاد هستم ؛ بالاخره #آقا روما حساب باز کردن دیگـ ، ما افسر جنگِ نرم آقا هستیم نباید کم بذاریم!
.
_ زهرا راستی کتابایی کـ از نمایشگاه خریدیـم رو‌ خوندی؟!
+ نه بابا نشد ؛ تو #اینستا و #تلگرام مطلب میخونم دیگه!
.

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۹/۲۶ ۵ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
مَروه

همه ما مدافع حرم و مدافعین حریم اسلام هستیم

 بسم الله الرحمن الرحیم

زنگ زدم یکی از واحدهای محل کار برای پیگیری کاری،

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۸/۰۳ ۱۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
عباس زاده

به عزاخانه اباعبدالله الحسین خوش آمدید..

اطراف محل کار ما، پر از خونه هائیه که روزگاری ساکنانی داشته و صفا و صمیمیتی...اما حالا به خاطر گذشت زمان، دیگه نه از اون ساکنین خبری هست و نه از اون صفا و صمیمیت...فقط نمائی از خونه ها مونده و بقیه خرابه...
هر از چند گاهی هم، یکی از اونها خراب میشه و جای اون را ساختمون جدیدی می گیره...با سبک و سیاق جدید...
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۸/۰۱ ۷ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰
رزمنده

روی ماه ماه....

چند شب پیش، یکی از رفقا صدام زد و گفت فلانی یه دقیقه بیا و به ماه نگاه کن...من خیلی خوب نمی بینم...

گفتم چی رو؟

گفت ببین روی ماه چیزی نوشته؟!

گفتم جل الخالق...چی میگی؟!

گفت حالا تو نگاه کن...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۷/۲۴ ۷ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰
رزمنده

جوونیم به فدات...حسین ابی عبدالله...

آخرای شهریور بود که مدام پیامک میومد که به ایام القاطی! نزدیک میشیم....کولر روشن می کنی، خیلی سرد میشه، خاموش می کنی خیلی گرمه...

اما از آب و هوا که بگذریم، در چند روز اخیر یه گروه را می بینی مراسم عقد و عروسی و اینها دارند...یه سری را می بینی علم و کتل آماده می کنند برای هیئت...دو هفته پیش، حدود عید غدیر اینها بود که یه هیئت دیدم راه افتاده بودند تو خیابون...با تمام تشکیلاتشون...مونده بودم عید غدیره یا محرم؟!!

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۷/۱۰ ۵ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
رزمنده

کعبه سنگی است که ره گم نشود...

در مطلب قبلی یه تصویر گذاشته بودم که "تفکر نوشت" می طلبید...

تصویر از این قراره:

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۶/۲۰ ۴ نظر موافقین ۸ مخالفین ۱
رزمنده

جمعه های عاشورایی..

و رزقنی البرائة من اعدائکم
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۶/۰۵ ۹ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
مَروه

یا غریب الغربا....

دیروز یه بنده خدایی گفت فلانی، همه هم که بد نیستند!!

گفتم خب مگه ما حرفی زدیم؟!!

گفت ببین فلان خواننده -یکی از خواننده های زن زمان طاغوت- در مدح امام رضا، یه آهنگی خونده...بیا گوش کن!!(لبخند)

خنده ام گرفت...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۵/۲۳ ۱۶ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
رزمنده

شبکه ها مجازی

بسم الله الرحمن الرحیم

با چرخی که در شبکه‌های مجازی زدم و گاها در اکثر شبکه‌ها عضو شدم که محیطش رو ببینم (البته به غیر از اونهایی که فیلتر هستند) به این نتیجه رسیدم که بهترین محیط همین وبلاگ است.

ادامه مطلب...
۲۰:۴۱ ، ۹۵/۰۵/۰۷ ۶ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۱
عباس زاده

پشه زده!

داشت گردنش را می خاروند....

گفتم گردنت چی شده؟

گفت پشه کوری خورده!!!

گفتم خودتم دیدی کور بودنشو؟(لبخند)...

خندید...


اما انصافا خیلی حس بدیه یه جا از بدنت اثر گزیدگی باشه و هی محبور بشی بخارونی...آخ آخ آخ آخ...سر انگشتت را پشه نیش بزنه...یعنی قشنگ رو اعصابت رژه میره...


در جایی می خوندم گروه های خونی O، باب میل حشراتند...بنابراین به این دسته از دوستان، تسلیت عرض می کنم(لبخند)

فرآیند نیش زدن پشه را اینجا ببینید لطفا، چون باهاش کار داریم...چندشم میشه و اینها هم نداریم(لبخند)

تفکر نوشت:

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۵/۰۶ ۱۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
رزمنده

تشویق ممنوع!!!

رفته بود یه ماسک مثلا وحشتناک گذاشته بود رو صورتش که بقیه را بترسونه...
هر از گاهی هم دست می کرد تو دماغ ماسکه که مثلا کثیف بودن اونو نشون بده...
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۱/۰۴ ۱۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
رزمنده

نوکرتم!!!!

ظاهرش اصلا نمی خورد کاروان میبره...

یه تیپ خیلی خیلی ساده...کلام ساده تر از اون...

با همه سلام و علیک می کرد و به همه هم می گفت مسافر ویژه ای ها!!!!

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۴/۱۲/۱۹ ۶ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
رزمنده

همسنگرم بپاخیز...

بچه که بودیم این بازی یکی از جذاب ترین بازی های ما بود:

-سلام سلام شاه بزرگ

-کوفت و سلام! درد و سلام! از صبح تا حالا کجا بودید؟

-رفته بودیم تظاهرات

-تظاهرات چه شکلی بود؟

-"مرگ بر شاه، مرگ بر شاه"


و وقتی شاه! حرص می خورد و می ذاشت دنبالمون، دست به سرش می کردیم و می خندیدیم(لبخند)

ما از بچگی یاد گرفتیم و با این روند هم بزرگ شدیم که مقابل استکبار بایستیم...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۴/۱۱/۲۱ ۱۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
رزمنده

جنگ اراده ها (پست ثابت)

بسم الله الرحمن الرحیم

دوستان به واژه جنگ اراده‌ها فکر کنید ...

۱۴:۳۱ ، ۹۴/۰۹/۰۲ موافقین ۲۵ مخالفین ۰
عباس زاده

انشاء بنویس...جایزه بگیر!!

این روزها که مدام پیگیر خبرهائی از مکه و منا هستیم، یه خبر از همه جالب تر بود!!!"تسلیت کاخ سفید به خانواده قربانیان حادثه منا"

حالا بگذریم از زخم زبون هائی که برخی بی خردان داخلی می زنند...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۴/۰۷/۰۸ ۱۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
رزمنده

بعد شهدا چه کردیم؟

بسم الله الرحمن الرحیم

چه کردیم؟!

 

گفتی : شهــادت؟!

گفتم : قطره خون میخواهد و مقداری شهامت!

آه کشیدی!

گفتم : شهادت مرهمی است بر زخم مرگ . . .

و دیگر هیچ!

پرسیدی :

بعد از شهدا چه کرده ایم؟

جوابت دادم :

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۴/۰۷/۰۶ ۱۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عباس زاده