عوامل خوش بختى کدامند؟ آیا مادیات در خوش بختى انسان نقش دارد؟ 
دیدگاه هاى متفاوتى در مورد راه هاى رسیدن به خوش بختى وجود دارد.

یکى از دانشمندان غربى مى گوید: یکى از بزرگان گذشته, 288 عقیده مختلف را درباره خوش بختى نقل مى کند که تمام این عقاید را فیلسوفان و بزرگان جهان, اظهار داشته اند و هر یک از آنها براى وصول به خوش بختى راه متفاوتى را نشان داده اند.1
مسلّم است که سعادت و خوش بختى از آنِ جامعه اى است که آسایش خاطر و آرامش بیشترى داشته باشد. مال و ثروت و قدرت, منشأ سعادت و خوش بختى به حساب نمى آید, زیرا هر چند ثروت و قدرت, رفاه و آسایش مى آورند, اما آرام بخش نیستند. ثروت و قدرت در کنار سایر امور مى تواند از عوامل خوش بختى باشد; به عبارت دیگر ثروت و قدرت به تنهایى ضامن خوش بختى انسان نیستند و حتى ممکن است یکى از عوامل شقاوت و بدبختى انسان باشد.
یکى از دانشمندان انگلیسى مى گوید: (براى مردم عاقل, ثروت یکى از عوامل اضطراب و بدبختى است. مسئله مهم این است که باید بکوشیم تا مالک ثروت خود باشیم, نه بنده آن. کسانى که ثروت را بى اندازه دوست دارند, گویى خودشان را اسیر آن ساخته اند و از فکر این که مبادا در کشمکش حوادث, ثروتشان از دست برود, دائماً به خود مى لرزند و هیچ وقت روى آسایش را نمى بینند.) 2
دنیاى غرب با این که از نظر ثروت و قدرت, در اوج قرار دارد, اما هرگز آرامش و آسایش را, که رمز سعادت است, به دست نیاورده اند. در سال 1998 میلادى در ایالات متحده, هجده میلیون نفر به افسردگى دچار شدند. دراوایل دهه 1990 میلادى, ارتکاب جرایم عمده در ایالات متحده, در هر سال بیش از چهار صد میلیارد دلار به جامعه و قربانیان اصلى آن خسارت وارد ساخته است.3
خوش بخت کسى است که زندگى خوشایندى داشته باشد و این, جز با آرمیدن در بستر خشنودى خداوند, امکان پذیر نیست. بزرگراه خوش بختى, راه ایمان است. ایمان به خداى یگانه, خداى خوش بختى ها و خدایى که یادش آرام بخش دل ها و دورى از او, موجب سختى و تنگى زندگى است.4
نه ثروت, نه قدرت و نه لباس و زیبایى, هیچ کدام ما را به سرمنزل خوش بختى نمى رساند, مگر این که همه آنها را رنگ خدایى دهیم. ارکان و پایه هاى خوش بختى سه چیز است:

1 ـ میل و رغبت;

2 ـ تلاش و فعالیت;

3 ـ اندیشه و تدبیر در روایات معصومین.
خوش بختى نشانه هایى دارد; از جمله:
1 ـ تحرک: خوش بختى هیچ گاه با سکون و بطالت به دست نمى آید.5
2 ـ عمل کردن به دانسته ها: امام على(ع) مى فرماید: (به دانش عمل کنید تا خوش بخت شوید.)6
3 ـ همنشینى با دانشمندان: خوش بختى در گرو ارتباط با دانشمندان است.7
4 ـ حق گرایى: امام على(ع) مى فرماید: (در همراهى حق, خوش بختى به وجود مى آید.)8
5 ـ اندیشیدن: امام صادق(ع) کسى را خوش بخت مى داند که لحظه هایى را براى خلوت گزیدن و اندیشیدن تدارک ببیند.9
6 ـ دورى از کینه و حسد: امام على(ع) مى فرماید: (بیاییم سینه هایمان را از کینه و حسد بشوییم تا اسباب سعادت را فراهم آورده باشیم.) 10
7 ـ اخلاق شایسته: رسول اکرم(ص) فرمود: (کسى که ویژگى هاى شایسته زیر را دارا باشد, نیک بختى دنیا و آخرت را از آن خود کرده است: اخلاق نیک که با آن در بین مردم و با آنان زندگى کند; قلب خاشع و سپاس گزار, و زبانى که به ذکر خداوند مشغول است.) 11
8 ـ همسر شایسته;

9 ـ فرزند صالح;

10 ـ منزل وسیع;

11 ـ مرکب مناسب.
در روایتى پیامبر اکرم(ص) مى فرماید: (از سعادت مرد, زن خوب و خانه وسیع و مرکب خوب و فرزند صالح است.12
البته واضح است که این امور مادى در صورتى از نشانه هاى خوش بختى محسوب مى شود که براى اطاعت پروردگار و تکامل معنوى از آن ها بهره بردارى شود وگرنه هر یک از آنها مى تواند مانع خوش بختى و سد راه تکامل انسان باشد.


1ـ سید هاشم رسولى محلاتى, کیفر گناه, ص 278.
2 ـ همان , ص 280.
3 ـ مجله حدیث زندگى, شماره 12, ص 58.
4 ـ طه (20) آیه 124.
5 ـ میزان الحکمه, ج 4, ص 460.
6 ـ همان.
7 ـ همان.
8 ـ همان.
9 ـ بحار الانوار, ج 78, ص 203.
10 ـ میزان الحکمه, باب 1809.
11 ـ بحار الانوار, ج 93, ص 311.
12 ـ مکارم الاخلاق, ص 65.
پیامبر اکرم(ص): مَن تواضَعَ لِلّهِ رَفَعَهُ اللّهُ وَ مَن تَکَبَّرَ وَضَعَهُ اللّهُ; هرکس براى خدا فروتنى کند, خداوند او را بالا مى برد و هرکس تکبر کند, خداوند او را پست گرداند. بحارالأنوار, ج16, ص 265