وبلاگی گروهی

قدم پنجاه و دوم ... مثل ماده خام ...


امام خامنه ای عزیز :

"ما همان ماده خام هستیم که‌ اگر روی خودمان کار کردیم و توانستیم این ماده خام رابه شکل‌های برتر تبدیل کنیم، آن کار لازم در زندگی را انجام داده‌ایم. هدفِ حیات همین است. وای به حال کسانی که روی خودشان از لحاظ علم و عمل کاری نکنند و همان‌طور که وارد دنیا شدند، به اضافه پوسیدگی‌ها و ضایعات و خرابی‌ها و فسادها که در طول زندگی برای انسان پیش می‌آید، از این دنیا بروند. مؤمن باید به‌طور دائم روی خودش کار کند؛ به‌طور دائم. نه این‌که خیال کنید «به‌طور دائم» زیادی است یا نمی‌شود؛ نه. هم می‌شود، هم زیادی نیست. اگر کسی مراقب خود باشد؛ مواظب باشد کارهای ممنوع و کارهایی را که خلاف است انجام ندهد و راه خدا را با جدیت بپیماید، موفّق می‌شود. این، همان خودسازی دائمی است و برنامه اسلام، متناسب با همین خودسازیِ به‌طور دائم است. این نماز پنجگانه -پنج وقت نماز خواندن- ذکر گفتن؛ «ایاک‌نعبدوایاک‌نستعین» را تکرار کردن؛ رکوع کردن؛ به خاک افتادن و خدای متعال را تسبیح و تحمید و تهلیل کردن برای چیست؟ برای این است که انسان به‌طور دائم مشغول خودسازی باشد. منتها گرفتاری‌ها زیاد است و همه گرفتاریم. گرفتاری زندگی؛ گرفتاری معاش؛ گرفتاری امور شخصی؛ گرفتاری اهل و اولاد و انواع گرفتاری‌ها مانع می‌شود که ما به خودمان، آنچنان که شایسته است، برسیم.


شما طبیب خودتان بشوید...

ادامه مطلب...
۰۹ مهر ۹۴ ، ۱۰:۳۹ ۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
افسر جنگ نرم

انشاء بنویس...جایزه بگیر!!

این روزها که مدام پیگیر خبرهائی از مکه و منا هستیم، یه خبر از همه جالب تر بود!!!"تسلیت کاخ سفید به خانواده قربانیان حادثه منا"

حالا بگذریم از زخم زبون هائی که برخی بی خردان داخلی می زنند...

ادامه مطلب...
۰۸ مهر ۹۴ ، ۰۸:۰۰ ۱۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
رزمنده

جهیزیه و خرید عروسی

جهیزیه برای دختر، مایه عزت نیست؛ عزت دختر به اخلاق او، به رفتار و شخصیت خود او است. بعضی از خانواده های عروس، خودشان را اذیت می کنند و به زحمت می اندازند و اگر پول هم ندارند، به زور پول تهیه می کنند، اگر پول دارند، زیادی خرج می کنند، برای این که یک جهیزیه پر زرق و برقی را مثلا در اختیار دخترشان بگذارند. 1


می گویند: جهیزیه ما این چیزها را داشت، آیا جهیزیه دختر شما هم این ها را دارد؟! تفاخر و تنافس! یا مثلا می گویند که ما عقدمان را در فلان سالن گرفتیم. البته حالا که متأسفانه مرسوم شده است در هتلها می گیرند که کار بسیار بدی است. حتی گاهی شنیده یا دیده می شود بعضی افرادی هم که از آن ها توقع نیست، برای تفاخر به همدیگر، مراسم عقد خود را در هتلها و سالنها می گیرند! نه، مراسم عقد را در اتاق خانه و حیاط منزل خودتان یا همسایه تان بگیرید و مردم را دعوت کنید، همین طور که همیشه بوده است. این گونه محیطها، یک محیط انس خانوادگی است. 2

 

فقط شما ابزار رو به روز کنید...

ادامه مطلب...
۰۷ مهر ۹۴ ، ۰۸:۰۰ ۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مَروه

بعد شهدا چه کردیم؟

بسم الله الرحمن الرحیم

چه کردیم؟!

 

گفتی : شهــادت؟!

گفتم : قطره خون میخواهد و مقداری شهامت!

آه کشیدی!

گفتم : شهادت مرهمی است بر زخم مرگ . . .

و دیگر هیچ!

پرسیدی :

بعد از شهدا چه کرده ایم؟

جوابت دادم :

ادامه مطلب...
۰۶ مهر ۹۴ ، ۰۸:۰۰ ۱۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عباس زاده

اللَّهُمَ‏ یَا هَادِیَ‏ [رَادَّ] الضَّالَّةِ رُدَّ عَلَیَّ ضَالَّتِی

انقدر این چندوقته بقولی خیر و شر قاطی شده و درگیر بودم روزها رو فراموش کردم ، دانشجو جماعت هم که انگار سالش از آبان شروع میشه نه کسی میره نه استادی درس میده اینجوری هم که میشه روزهای هفته برامون فرقی نداره و من باز یکشنبه رو یادم میره، بجز اینا کلا چند وقته وب نویسیم به مشکل برخورده یعنی دستم به نوشتن نمیره،القصه ببخشید که امروز دیر شد
خواستم از پیش نویس هام پست بذارم دیدم خیلی موضوعاتشون قدیمی،خواستم  تصویر نوشت بذارم پشیمون شدم هرچند این تصویر نوشته ها کلی حرف دارن از نوشتن ها بیشتر و بهتر مطلب رو میرسونن اما این چند روزه انقدر فاجعه منا همه رو درگیر کرده، انقدر تلخِ انقدر غم داره که غم خودمون رو یادمون رفت!
انقدر تلخ بخوای دلنوشته بنویسی،خیلی سوزناکِ از چشم انتظاری خانواده هاشون بنویسی یا از بی خبری و  و دل آشوبی هاشون،یکی از دوستان برای این بی خبری اینطور روضه نوشته بود:
و عقیله سرسان از خیام سوخته بیرون شد در ظلمات شب، بادلی پرآشوب که خدایا امانت برادرم کجاست؟ 
دختر بچه ای از اهل حرم گم شده بود....
ادامه مطلب...
۰۵ مهر ۹۴ ، ۱۱:۲۵ ۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
وخدایی که دراین نزدیکیست ..!

سی سال استغفار

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ  الْرَّحیمْ

ابن خلّکان در «وفیات الاعیان‌» نوشته است که سرّی سقطی 1 گفت: سی سال است که از یک جمله «الحمد للّه‌» که بر زبانم جاری شد، استغفار می‌کنم. گفتند: چگونه؟ گفت: شبی حریقی در بازار رخ داد. بیرون آمدم ببینم که به دکان من رسیده یا نه؟ به من گفته شد: به دکان تو نرسیده است. گفتم: «الحمد للّه»، یک مرتبه متنبه شدم که گیرم دکان من آسیبی ندیده باشد، آیا نباید در اندیشه مسلمانان باشم.

 

ادامه مطلب...
۰۴ مهر ۹۴ ، ۰۸:۳۰ ۱۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
راحله سادات