وبلاگی گروهی

سه شنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۸، ۰۹:۳۵ ق.ظ رزمنده
آفتابی در میان....

آفتابی در میان....

به به چه گل های قشنگی...

چیلیک، چیلیک...عکس گرفتم...

این چیه؟

ادامه مطلب...
۰۱ مرداد ۹۸ ، ۰۹:۳۵ ۸ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰
رزمنده

یار همیشگی...

تو باغ بودم...

بلوک را زدم کنار...

این چیه؟

ادامه مطلب...
۲۹ تیر ۹۸ ، ۰۸:۴۸ ۸ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
رزمنده
دوشنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۸، ۱۰:۵۷ ق.ظ رزمنده
جنگجویان کوهستان!...

جنگجویان کوهستان!...

سعدی علیه الرحمه می فرماید:

کسی مژده پیشِ انوشیروانِ عادل آورد. گفت: "شنیدم که فلان دشمنِ ترا، خدای عزّوجلّ برداشت."

گفت: "هیچ شنیدی که مرا بگذاشت؟"

اگر بِمُرد عدو، جایِ شادمانی نیست
که زندگانیِ ما نیز جاودانی نیست
 
 

پی نوشت1:
این گل زیبا تقدیم به شما...
 

 

۲۴ تیر ۹۸ ، ۱۰:۵۷ ۵ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰
رزمنده

با تو ام مَش....

دلم برای تو تنگ است یا امام رئوف

چنان که خواب شبانه مرا حرم ببرد

ادامه مطلب...
۲۲ تیر ۹۸ ، ۰۸:۰۰ ۹ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
رزمنده

خوبه ما خدا نیستیم

یاناصرنا

از بچه‌های بزرگ شده بهزیستی است، هیچ کسی را ندارد،

ادامه مطلب...
۱۷ تیر ۹۸ ، ۰۸:۰۰ ۴ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰
عباس زاده

پشت گلها، خبری است!

داشتم تو ظل آفتاب می رفتم...اونم پیاده...اونم از سربالائی...

ساعت 2 بعد از ظهر...

خیلی داغون گرم بود...

یهو دیدم از دیوار یه خونه ائی، کلی گل قشنگ آویزونه...رفتم سمت گل ها که عکس بگیرم...دیدم به به...

ادامه مطلب...
۱۵ تیر ۹۸ ، ۰۸:۰۰ ۱۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
رزمنده