ﮔﻔﺘﻢ: ... ﺁﻗﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺁﻣﺪﺕ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻣﯿﭽﺮﺧﻪ؟
ﮔﻔﺖ: ﺧﺪﺍ ﺭﻭ ﺷﮑﺮ ،ﮐﻢ ﻭﺑﯿﺶ ﻣﯿﺴﺎﺯﯾﻢ. ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺩﺵ
ﻣﯿﺮﺳﻮﻧﻪ.
ﮔﻔﺘﻢ: ... ﺁﻗﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺁﻣﺪﺕ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻣﯿﭽﺮﺧﻪ؟
ﮔﻔﺖ: ﺧﺪﺍ ﺭﻭ ﺷﮑﺮ ،ﮐﻢ ﻭﺑﯿﺶ ﻣﯿﺴﺎﺯﯾﻢ. ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺩﺵ
ﻣﯿﺮﺳﻮﻧﻪ.
بسم الله الرحمن الرحیم
ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﻏﻮﺍﺻﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ؟؟؟؟؟
ﻧﻪ ﺗﻮ ﺟﺰﯾﺮﻩ ﮐﯿﺶ ﻭ ﺑﺎ ﮐﭙﺴﻮﻝ ﺍﮐﺴﯿﮋﻥ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪﻥ ﻣﺮﺟﺎﻥ ﻫﺎ .. ﻧﻪ ﺑﺎ ﺧﯿﺎﻝ ﺭﺍﺣﺖ ﻭ ﺗﺠﻬﯿﺰﺍﺕ ﮐﺎﻣﻞ ... ﻧﻪ ..
بســـم ربـــ الشهـــدا...}
داستان 1)من اسامی بچه های سپاه را برای نگهبانی دادن تنظیم میکردم ...

سلام دوست بزرگوار
ان شا الله اگه توفیقی باشه بعد ماه رمضان مطلب بعدیم رو مینویسم
توی این ماه اگه قابل باشم به یادت هستم شما هم برادر کوچکت رو فراموش نکن
حتما بهتون سر میزنم
هر کجا یاد خدا بود تو را یادم هست
هر کجا ذکر خدا بود مرا یادآور
نقاشی ش را آورد جلو...
گفت ببین چی کشیدم؟
نگاه کردم...با دقت...انصافاً قشنگ کشیده بود...
گفتم توضیح بده چی کشیدی؟
گفت این خونه است...این مامان..این بابا...اینجا رودخونه است...ماهی ها توشن...اینها درختند...
خلاصه یکی یکی توضیح میداد..
لامپ داخل خونه هم که طبق معمول از بیرون خونه نمایان بود!!
مامان و بابا هم که همیشه بزرگتر از خونه کشیده میشن....
توضیحاتش که تموم شد شروع کردم!!