راستش فانوس جزیره رو برای خودم بت ساختم... فکر میکنم حتما باید اینجا مطلب خیلی خوب و مفید بنویسم...
این باعث شد صمیمیتم با فانوس جزیره داره کم میشه...
میخوام این بت رو بشکنم... بذارید کمی ساده و بی تکلف بنویسم...
راستش فانوس جزیره رو برای خودم بت ساختم... فکر میکنم حتما باید اینجا مطلب خیلی خوب و مفید بنویسم...
این باعث شد صمیمیتم با فانوس جزیره داره کم میشه...
میخوام این بت رو بشکنم... بذارید کمی ساده و بی تکلف بنویسم...
بیست و دوم بهمن، عید حقیقی برای ملت ماست. بیست و دوم بهمن، برای ملت ما در حکم عید فطری است که ملت در آن، از یک دوران روزهی سخت خارج شد؛ دورانی که محرومیت از تغذیهی معنوی و مادّی را بر ملت ما تحمیل کرده بودند.
بیست و دوم بهمن، در حکم عید قربان است؛ زیرا در آن روز و به آن مناسبت بود که ملت ما اسماعیلهای خودش را قربانی کرد.
بیست و دوم بهمن، در حکم عید غدیر است؛ زیرا در آن روز بود که نعمت ولایت، اتمام نعمت و تکمیل نعمت الهی، برای ملت ایران صورت عملی و تحقق خارجی گرفت.
امام خامنه ای
۰۴/بهمن/۱۳۶۸
بچه که بودیم این بازی یکی از جذاب ترین بازی های ما بود:
-سلام سلام شاه بزرگ
-کوفت و سلام! درد و سلام! از صبح تا حالا کجا بودید؟
-رفته بودیم تظاهرات
-تظاهرات چه شکلی بود؟
-"مرگ بر شاه، مرگ بر شاه"
و وقتی شاه! حرص می خورد و می ذاشت دنبالمون، دست به سرش می کردیم و می خندیدیم(لبخند)
ما از بچگی یاد گرفتیم و با این روند هم بزرگ شدیم که مقابل استکبار بایستیم...
بسم الله الرحمن الرحیم
این که دنیا تغییر کرده بهانه نمیشود برای این که ما رفتار خودمان، هدف خودمان، آرمان خودمان را عوض کنیم، که وقتی آرمان عوض شد راه عوض میشود، وقتی هدف نهایی عوض شد دیگر معنی ندارد که شما در راه قبلی حرکت کنید، میروید به سمت هدف جدید که راه جدیدی است.
امام خامنهای مدظله العالی
پی نوشت:
خیلی وقته همینجوری گروه داره با پست بچه ها متفکرانه بالا میره یکی باید باشه کارشکنی کنه ;)
یه کاسه ای هست به اسم کاسه صبر!!!
امامن شخصا شک دارم واسه ما کاسه باشه
.
.
فک کنم ازین لگن قرمزاس!!!😐
بسم الله الرحمن الرحیم
این داستان تکراری برای من فوق العادس. همین طور شابد برای شما...
ﻣﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﮐﻔﺸﻬﺎیﮔﺮﺍﻧﻘﯿﻤﺖ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﯿﮕﺮﯾﺴﺖ. ﻧﺰﺩﯾﮑﺶ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻧﻘﻄﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ، ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ :"ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ"ﻋﻠﺖ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡﮔﻔﺖ: ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﺧﻂ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ. ﭼﻨﺪﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﻘﻄﻪ ﻫﯿﺰﻡ ﻣﯿﻔﺮﻭﺧﺘﻢ..........ﺣﺎﻝ ﺻﺎﺣﺐ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺍﻡ .ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ: ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎﺑﺮﮔﺸﺘﯽ؟ﮔﻔﺖ: ﺁﻣﺪﻡ ﺗﺎ ﺑﺎﺯ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ :"ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ"
گر به دولت برسی، مست نگردی مردی،
گر به ذلت برسی، پست نگردی مردی،
اهل عالم همه بازیچه دست هوسند،
گر تو بازیچه این دست نگردی مردی...
منبع:تلگرام