اولین بار که دیدمش، ۱۵ سال پیش بود...در اولین سفر راهیان نور...
یه بارونی سرمه ای پوشیده بود و یه شلوار خاکی...
اولین بار که دیدمش، ۱۵ سال پیش بود...در اولین سفر راهیان نور...
یه بارونی سرمه ای پوشیده بود و یه شلوار خاکی...
سلام علیکم
عزاداری هاتون قبول
شاید این جمله را زیاد شنیده باشید: "تاریخ را همیشه فاتحان می نویسند"
اولین باری که این جمله را شنیدم، از زبان یه بنده خدائی بود که خیلی هم ادعای عقل کل بودن می کرد و هیچ چیز و هیچ کس را غیر از خودش قبول نداشت! حتی وجود خالقش را هم منکر میشد!
می گفت یهو دیدم کارت بانکی ام نیست...اصلا مضطرب شدم...با عجله نشستم تو ماشین که برم بانک و کارت را بسوزونم...
اربعین یعنی چهل منزل بیائی با حسین
"خادم المهدی" شوی در سوریه با نام "جون"
آدمِ کم و بیش احساسی ایه...اما هیچ وقت ندیده بودم گریه کنه...
لحظات فیلم هندی شدن! هم نهایتا اشک تو چشمش جمع میشه...همین...