یاقدیر
رفتم داخل بنگاه معاملات املاک،
زندهترین روزهای زندگی یک مرد، آن روزهایی است که در مبارزه میگذراند ...
شهید سید مرتضی آوینی
پینوشت:
حقیقتا هم همینطوریه وقتی مستند و کتاب و فیلمهاشون رو میبینی و حسرتی که توی چشم، صدا و صورتشون هست
گفته بود میخواد زمینی اهدا کنه که درمانگاه خیریه بشه
رفتم توی مترو
یه آقایی با موهای تقریبا سفید کمی بلند، ریش های کمی بلند و سفید
یاکریم الصفح
میدونید
دوست داشتم و دارم که از تهران کوچ کنم
یا عَوُنَ المُومِنِینَ (ای یاور اهل ایمان)
دوستان ما چند ماه قبل میگفتن و میخواستن برنامه ریزی کنند که یه جشن بزرگ برای عید غدیر در جهت بزرگداشت این روز بزرگ در محله برگزار کنیم.