۲۳ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است

جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد

حتما اکثر شما شنیدید این روایت رو که در بحار مجلسی نقل شده: "به کمونم از امام باقر(ع) باشه"


اگر ابوذر میدانست آنچه را که در قلب سلمان است می گفت: خدا قاتل سلمان را رحمت کند...


البته در افضلیت سلمان پارسی نسبت به ابوذر غفاری تردیدی نیست... اما ابوذر هم کم انسانی نبود... تمام زندگی اش و دغدغه اش دین خدا و خاندان عصمت و طهارت بود... بر کسی پوشیده نیست که در دفاع از مولایش علی (ع) چه رنج ها که تحمل نکرد... و روایت از معصومین کم نداریم که در شان و منزلت والای ابوذر بیان شده...


تحلیل شما چیه؟... چرا ابوذر به این عظمت و به این ایمان راسخ اگر باطن سلمان را مشاهده کنه میگه خدا قاتلش رو رحمت کنه...

در برخی نقلها دیدم گفته شده : اگر ابوذر میدانست آنچه که در قلب سلمان میگذرد به خدای سلمان کافر میشد...


شاید بعضی ها بخوان بگن روایت معتبر نیست... اما به نظر من اگه روایت معتبر هم نباشه که هست... چیزی از صحت این جمله کم نمیکنه..چون حقیقتی رو بیان کرده... جمله ای حکیمانه هست... به نظر شما چرا اینجور هست؟...

ادامه مطلب...
۰۷:۰۷ ، ۹۵/۰۲/۳۱ ۵ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰
صالح

جوان روغن نباتی!!

-نگاش کن...وای وای وای وای...آخه به اینم میگن جوون؟!

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۲/۲۹ ۹ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
رزمنده

امشب همه والشمس بخوانید

به حق جوون ارباب زیارتشون روزیمون بشه صلوات

عاقبتمون ختم به خیر

عیــدتـون مبــارکـــ

هر تیک یک صلوات :)

۰۱:۲۵ ، ۹۵/۰۲/۲۹ موافقین ۱۹ مخالفین ۰
وخدایی که دراین نزدیکیست ..!

بیوگرافی یه بنده خدا

یه بنده خدایی بوده که ما فقط بعنوان یه شاعر میشناسیمش اما جایگاه علمیش خیلی خیلی بالاتر بوده،

خیر دیده اولین کسی بود که نشون داد معادله درجه سوم ممکن بیش از یک جواب داشته باشه یا اصلا جوابی نداشته باشه و مارو به دردسر انداخت!!

یکی دیگه از کارهایی مهم و خوشگلی که داشتند اصلاح گاهشماری ایران در اون زمان بوده(زمان سلجوقی)،یعنی مدار گردش کره ی زمین به دور خورشید رو تا 16 رقم اعشار حساب کرده!!خب بیکار بوده دیگه بنده خدا!!!

اون زمانی که زندگی میکرده همه بعنوان یه فیلسوف و ریاضیدان میشناختنش،اما ماها نیست خیلی ادبیاتی هستیم بعنوان شاهکار ادبی و رباعی سرا میشناسیشم!!حالا یا ما خیلی باحالیم یا اون زمانی ها!!

خلاصه یک اعجوبه ایی بوده افتاده بوده روغلتک و تِم کار دستش اومده بوده هی مینوشته درمورد فیزیک و هواشناسی و ستاره شناسی و... هم نوشته بوده،خیلی علاقه به بدبخت کردن ما داشته یحتمل!!

ولی ایشون یه رباعی دارن که باید بگم اگه ایشون با این همه علم و بحث و درس اینو گفته من دیگه حرفی ندارم!!

هرگز دل من ز علم محروم نشد

کم ماند ز اسرار که معلوم نشد

هفتاد و دوسال فکر کردم شب و روز

معلوم شد که هیچ معلوم نشد


و اوشون کسی نیست جز حکیم فاضل،نادرهء فلک،علامه دوران حکیم عمر خیام


به مناسبت فردا که روز بزرگداشتشونه،گفتم یه چند خظی بنویسم،اگه یوقت خبرنگاری کسی فردا سرراهمون سبز شد گفت از خیام چی میدونی نگیم یه بیت شعر اون هم "این غافله عمر عجب میگذرد..." چون صد بار باصدای معین گوش کردیم؛ما که نـه توتاکسیا شنیدیم یعنی!

:)


۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۲/۲۷ ۱۳ نظر
وخدایی که دراین نزدیکیست ..!

نیمه ی شعبان،از نجف تا کربلا...

حالا که این پست را میخوانید احتمالا من در شهر علم نشسته ام...
شاید خسته ی راه باشم...
شاید دلتنگی خستگی از سرم برده و شاید دنبال مرجع بصر می گردم روبروی مولا...

سیاه رویان را که به دربار شاه راهی نیست...
همان که گوشه ای کنار پدر جانم نشسته باشم...
در شهری که نجف نام دارد و حریم عشق و تقوا و زهد و علم است...
شاید راه یافته باشم...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۲/۲۵ ۱۰ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
مَروه

بیانم قهر کرده

نمیشه...

هر چی میخوام بنویسم نمیتونم...

اگه تعهد به نوشتن نداشتم قطعا امروز نمی نوشتم


چی بنویسم که حق وقتی که پای این مطلب میذارید ادا بشه؟

که مدیون شما نباشم؟ 


برم نهج رو باز کنم و حدیثی از مولامون علی براتون بنویسم

چه چیز بهتر از این؟!؟

ادامه مطلب...
۰۹:۰۳ ، ۹۵/۰۲/۲۴ ۱۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
صالح

محبین ...

شب جمعه و میلاد پسر ارباب...

صوت خوبیه بنظرم،مناسبتیِ مناسبتی

همچنان عیداتون مبارک 

:)

 


دریافت

۱۳:۴۶ ، ۹۵/۰۲/۲۳ موافقین ۱۶ مخالفین ۰
وخدایی که دراین نزدیکیست ..!

اطلاعیه!!

بچه که بودم، خیلی این اتفاق می افتاد که مثلا داشتی تلویزیون می دیدی، بعد یه دفعه برنامه قطع می شد و می نوشت: "اطلاعیه"

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۲/۲۲ ۱۷ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰
رزمنده

شب تولده پشت و پناه ارباب




دریافت


۲۲:۴۶ ، ۹۵/۰۲/۲۱ موافقین ۱۳ مخالفین ۰
وخدایی که دراین نزدیکیست ..!

امیر عالمین آمد..

عیدتون خیلی مبارک

:)

گوش کنید: تفضلی کرده خدا،داداش داده به مجتبی 


۰۱:۲۲ ، ۹۵/۰۲/۲۱ ۷ نظر
وخدایی که دراین نزدیکیست ..!

رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنک رَحْمَةً إِنَّک أَنتَ الْوَهَّابُ

بعضی پستها خوبه تکرار بشن

بازنشر بشن!!اصن صدبار ...

..

مسلمان شد..

سپس از قیام کنندگان علیه عثمان شد

سپس از یاران علی (ع) شد

سپس از خوارج شد

سپس توبه کرد

سپس در کربلا جزء سپاه یزید بود

سپس بین یزید و امام حسین (ع) دو دل بود

سپس با مختار به خونخواهی حسین (ع) پرداخت

سپس رئیس شهربانى کوفه شد

سپس در کشتن مختار شرکت کرد

نهایتاً در حدود سال ۸۰ هجرى مُرد..

"شبث بن ربعی"


هروقت اهالی فانوس میگن خدا عاقبتمونو ختم بخیر کنه!یاد این میافتم....

۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۲/۲۰ موافقین ۱۵ مخالفین ۰
وخدایی که دراین نزدیکیست ..!

باحال باش:)

شنبه
اولین روز هفته
باید بهترین روز هفته باشه
چون اگه با خستگی،با دل مردگی،با غر غر(جسارتا) هفته رو شروع کنیم،
بخاطر فرصت فراخی که معمولا نداریم تا آخر هفته،این روحیه تا خود جمعه همراهمونه....

منتظر نباشید کارها تموم بشه تا شاد باشید
منتظر نباشید تعطیلی برسه تا احساس خستگی نکنید
منتظر نباشید یه اتفاق حالتون رو خوب کنه

فکرتون اگه زیبا باشه
اگه به فعالیتهایی که دارید به چشم خیر و صلاح نگاه کنید
اگه حواستون باشه این شغل مال شماست..مال خود خودتون
این موقعیت مال خودتونه...
این جایگاه اختصاصی مال شماست و خدا هیچکس دیگه ای رو تو جای شما نمیذاره،چون هر کس دیگه ای با شما فرق داره...
شما فقط یه دونه اید...همه چیزتون هم یه دونه است ؟ فقط یکبار اتفاق میفته..،ناراضی و غافل نمیشید...
عمر دائم درگذره و شما ثابت نیستید،همین حالا رو دریاب...

امام صادق علیه السلام:
اصبروا علی الدّنیا فانّ ما هی ساعةٌ فما مضی منه فلا تجد له الماً و لا سروراً و ما لم یجیء فلا  تدری ما هو و انّ ما هی ساعتک الّتی انت فیها فاصبر علی طاعة الله واصبرفیها عن معصیة الله
دنیا را دست کم بگیرید، و بر آن و مشکل هایش صبور باشید که آن یک ساعت بیشتر نیست؛ زیرا گذشته است؛ نه خوشی آن مانده نه تلخی آن، و آینده نیز هنوز نیامده و نمی دانی چه خواهد شد، پس تو هستی و روزی که در آن قرار گرفتی. بر طاعت خدا محکم باش و از معصیت او دوری کن.
[اصول کافی جلد 2،صفحه 454]



۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۲/۱۸ ۷ نظر موافقین ۱۲ مخالفین ۰
مَروه

نماز: جلوه ای از قیامت نفس

هر مطلبی که امروز خواستم بنویسم تا نیمه رفتم و نتونستم به انتها برسونمش... نمیدونم چرا دلم رضا نمیداد به نوشتنشون...

از حقیقت جمعه نوشتم... نشد

از قیام ولایت نوشتم... نشد

از قیام و قیامت بودن نماز نوشتم ... نشد

 

حرفی در دلم هست که راه بیانش رو پیدا نمیکنه...

انه  لقرآن الکریم... فی کتاب المکنون... لا یمسه الا المطهرون...

اینها آیات 77 تا 79 سوره واقعه بود... اگر معناش رو نمیدونید خودتون رجوع کنید به قرآن...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۲/۱۷ ۱۲ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
صالح

بخوان...بخوان...بخوان....

یادمه بچه که بودیم جمعه که میشد عشق می کردیم بریم جمعه بازار کتاب...چون انواع و اقسام کتابها را می دیدی و بعضا می خریدی...
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۲/۱۵ ۱۳ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۰
رزمنده

یه دوستِ برجک زن باید داشته باشی!!


وَ کَمْ مِنْ ثَنَاءٍ جَمِیلٍ لَسْتُ أَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ
و چه بسیار ثناى نیکو که من لایق آن نبودم و تو از من بر زبانها منتشر ساختى ...

 

+تودوره کاردانی،کارورزی که میرفتم مربیمون یه آقایی بودن بعض شما نباشن خیلی خوب بودن،یادمه یبار موضوعی پیش اومد من گفتم بیا شانسم نداریم که هیچ خدا هم مارو نمیبینه؛ گفت اشتباه نکن، همین که  به نیکی تورو یاد میکنن کار خداست و  برات کافیه!

یوقتایی این تعریفا و به نیکی یاد کردنِ غرور آدمو زیاد میکنه چه بهتر یه دوستی داشته باشی که بزنه برجکتو بیاره پایین یه دوستی که دوست باشید دوسش هم داشته باشی اما تِم کارش آدم ضایع کن باشه شاید به مذاقت خوش نیاد ولی به نفعته دوستیتو باهاش ادامه بدی بعدا میفهمی چه نکته هایی رو بهت گفته ...

۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۲/۱۳ ۹ نظر
وخدایی که دراین نزدیکیست ..!

خاطره طور!

بفرمایید ادامه ی مطلب

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۲/۱۱ ۳ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
مَروه

پیچیده ترین جنگ نظام هستی

جبهه حق و جبهه باطلی رو فرض کنید (فعلا فرض کنید اما در ادامه خواهید دید که این جنگ هم اکنون در حال وقوع هست) با هم در حال جنگی خونین هستن این جنگ توسط سربازان و افسران و کارگزارانی در حال وقوع هست اما یک واقعیت شگفتی در این جنگ وجود داره که شما نمونه اش رو در هیچ جنگی در کره زمین ندیدید...

و اون واقعیت اینه: سربازان و افسران و کارگزاران جبهه حق همان سربازان و افسران و کارگزاران جبهه باطل هستن  

خیلی عجیبه نه؟!!!!!!!!!

عجیبه ... اما واقعیت داره...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۲/۱۰ ۱۶ نظر موافقین ۷ مخالفین ۱
صالح

فتامل...

اگه روی یه کاغذ، یه خط بکشیم با یه طول محدود، چطوری می تونیم بدون اینکه ذره ای از اون خط را پاک کنیم، کوچیکش کنیم؟

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۲/۰۸ ۱۹ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
رزمنده

شادروان، رزمنده!!

می گفت طرف راننده بود...شب تو بیابون که داشت رانندگی می کرد، حوصله ش سر رفت...
با دستش، یکی زد پس کله خودش و گفت کی بود؟ (لبخند)

حالا داستان ماست...
تقریبا میشه گفت اهل پیاده رویم...تو این فاصله، تلفن همراه، همراه خوبیه و خیلی از سخنرانی هایی که پیدا می کنم را تو این پیاده روی ها گوش میدم...
اما دیروز یه اتفاق عجیبی! افتاد...
ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۲/۰۶ ۱۰ نظر موافقین ۱۲ مخالفین ۰
رزمنده

هدیه ای که فرستاده شد ...

بسم الله الرحمن الرحیم

سالروز وفات اسوه صبر و استقامت حضرت زینب کبری سلام الله علیها تسلیت باد

یکی از بچه‌های سمنان(آقا)، خانم‌ها دورش جمع شده بودند و داشتند برای این که فردا که روز ولادت امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام است درخواست میکردند که سرکار نیایند، من داشتم از کنارشان عبور میکردم.

آقا داشت میگفت ما به همان جوراب هم قانع هستیم ولی امسال که اینجا هستیم و آن را هم نمیگیریم، رد شدم

صدایم کرد، آقای عباس زاده

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۲/۰۴ ۱۲ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
عباس زاده

من کیستم؟!!!!

فرض کنید هسته ی میوه ی سیب  با یک درخت پر بار سیب به گفتگو بنشینن

درخت به هسته بگه من با تمام بزرگی و عظمتم از دل تو بیرون آمدم...

هسته با تعجب بگه: از دل من؟!!!! من به این کوچکی!!!... چطور ممکنه آخه؟

درخت دوباره بگه: درسته که عمر من از عمر تو بیشتره اما یک قوه ای در درون تو نهفته هست که اگه اون قوه رو فعال کنی منِ درخت سیب با همه عظمتم و با همه شکوه و زیبایی ام میشم شرح وجودی تو...


هسته میگه: شرح وجودی من؟!!! یعنی چه؟

درخت میگه: یعنی همه ی من در درون تو نهفته هست... اگر تو خودت رو باز کنی... خودت رو شکوفا کنی... درختی چون من میشی...

هسته میگه: من هنوز نمیتونم درک کنم چطور از درون موجود کوچکی مثل من درخت بزرگی مثل تو بیرون میاد... و نمی تونم درک کنم تو به این عظمت در درون من وجود داری....


میتونید خودتون رو جای هسته بذارید؟... فرمولهای علمی و فیزیکی رو بریزید دور فعلا... هسته ای رو فرض کنید که وقتی این خبر رو میشنوه کوچکی خودش و بزرگی درخت در ذهنش میاد... دچار حیرت میشه...


این یک مثال بود.... 

نسبت ما انسان ها با کل نظام آفرینش مانند نسبت هسته ی سیب هست با درخت سیب...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۵/۰۲/۰۳ ۶ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰
صالح

شما دیگه چرا ؟

نه واقعا دوست دارم بدونم این سه نفری که الان ساعت 2:45 دقیقه بامداد توی وبلاگ هستند کیا هستند، نمیخوابند ؟

ما حالا یه شب اینجوری شدیم و نخوابیدیم باقی نفرات چرا ؟

واقعا برام سئوال شده

البته خیلی جدی نیست

و حالا جمع به 6 نفر رسیده

۰۲:۴۴ ، ۹۵/۰۲/۰۲ ۴ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
عباس زاده

ببخشای بر من....ببخشای

برای امروز خیلی مطلب نوشتم اما همه را پاک کردم...
دستم به نوشتن نمیره...
الان ساعت 7:53 است...
ادامه مطلب...
۰۸:۱۱ ، ۹۵/۰۲/۰۱ ۱۳ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰
رزمنده