۱۷ مطلب در دی ۱۳۹۲ ثبت شده است

خدایا ظرفیت بده ...

سفر نوشت :

توی پرواز نشسته بودیم و با کنار دستی صحبتمون از اینجا آغاز شد که گفت باید الان که رسیدیم تهران برم ترمینال و به سمت شمال حرکت کنم ، باید برم زن و بچه ام رو از شمال بیارم ، میگفت حدود 15 روزه که ندیدمشون ، بهش گفتم تا برسیم تهران ساعت 2 بامداده و دیره که ، پرواز نبود بری ؟ گفت فعلا نه ، گفتم مگه ماشین نداری ؟ گفت گذاشتم شمال بچه هام ازش استفاده کنن ، گفتم سخته که خوب اینجوری گفت تنها نمیتونم پشت ماشین بشینم ، باهاش شوخی کردم گفتم نمیتونی بشینی یا نمیذاره خانومت و میترسه ، گفت نه بابا اعصاب تنها رانندگی کردن رو ندارم گفتم پس خانومت میترسه کسی رو سوار کنی ، گفت ای بابا این چه حرفیه الان که دیگه دخترا پسرا رو سوار ماشین هاشون میکنن دیگه نیازی نیست خیلی ماشین داشته باشی گفتم وا جدی میگی .. بهش گفتم البته این حرفا برای خوش تیپ ها و خوشگل هایی مثل شماست ، کسی به ما که نگاه نمیکنه ... گفت خدا رو شکر که خدا به ما هم خوشگلی نداده ... و شروع کرد به صحبت برام (این یه جرقه بود یه جورایی)

میگفت هرچی که از خدا میخوای باید قبلش ظرفیتش رو از خدا بخوای وگرنه نمیتونی تحمل کنی یا به بیراهه میری ، اگه خوشگلی داشته باشی و ظرفیت نداشته باشی ، اگه مال داشته باشی و ظرفیت نداشته باشی ، اگه قدرت داشته باشی و ظرفیت نداشته باشی و الی ماشاالله ...

کمی فکر کردم دیدم راست میگه ها .. توی ذهنم گذری از مثال های زیادی که توی ذهن دارم رد کردم ، واقعا این طور است ...

خدایا هر طور که خودت صلاح میدونی ، هرچیزی که ما میخوایم ازت اول ظرفیتش رو به ما بده ، خدایا ظرفیت ما رو بالا ببر ...

۰۸:۰۰ ، ۹۲/۱۰/۳۰ ۴۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
عباس زاده

استاد محمدوند - نمونه سئوالات پایانی . رمز همان قبلی

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۷:۰۶ ، ۹۲/۱۰/۲۹
عباس زاده

بروید باهم بسازید ...

امام بر خلاف ما که طول و تفصیل می دهیم و حرف می زنیم ، عقد را اول می خواندند ، بعد دو سه جمله ای کوتاه صحبت می کردند .

من دیدم ایشان پس از اینکه عقد را خواندند ، رویشان را به دختر و پسر کردند و گفتند : ((بروید باهم بسازید.))

امام خامنه ای مدظله العالی




سلام علیکم

با توجه به تاکیدات مقام معظم رهبری امام خامنه ای مدظله العالی به مقوله ازدواج و ... مطالبی در این خصوص جهت استفاده عزیزان  در فواصل زمانی مناسب ارائه می گردد . امید است راهگشا بوده باشد مورد مرضی رضای حق تعالی قرار گیرد .

البته درخصوص این جمله کوتاه تفسیر و توضیح های زیادی می توان داد .




ولادت پیامبر خوبیها رسول اکرم (ص) و رئیس مذهب تشیع حضرت امام جعفر صادق (ع) را خدمت همه دوستان تبریک عرض میکنم .



تا مورخ 92/11/10 نظرات تائید نمیشه به دلیل این که فرصت کم است . البته مطلب جدید هر روز هست و منتظر حضور دوستان هستیم .
۰۸:۰۰ ، ۹۲/۱۰/۲۹ ۱۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
عباس زاده

سفر نوشت اهواز ...

ساعت 3:30 دقیقه بامداد روز 92/10/23 راه افتادم به سمت فرودگاه ، آسمان را نگاه میکردم ماه نصفه نیمه ای با رنگ زرد متمایل به نارنجی ، که انگار از در آسمان بودن خسته شده و نور های اضافی اش را کم کرده و کمی دلگیر شده در آسمان بود و بسیار هم به زمین نزدیک ...

طبق معمول سلامی دادم .. السلام علیک یا قمر منیر بنی هاشم یا عباس (ع) .. السلام علیک یا قمر منیر عشیره ...

هرچه به سمت ماه حرکت حرکت می کردیم و نزدیک تر می شدیم ، ماه هم پایین تر می آمد .. کلی نگاهش کردم ...

ماجراها تازه شروع شد ...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۲/۱۰/۲۸ ۲۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
عباس زاده

میان تو و خداوند است ...

مردم اغلب بی انصاف ، بی منطق و خود محورند ولی آنان را ببخش ...

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند ولی مهربان باش ...

اگر درستکار باشی فریبت می دهند ولی درستکار باش ...

نیکیهای امروزت را فراموش میکنند ولی نیکوکار باش ...

بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچگاه کافی نباشد

و در نهایت می بینی که هر آنچه هست همواره میان تو و خداوند است نه میان تو و مردم ...

۰۸:۰۰ ، ۹۲/۱۰/۲۷ ۲۷ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
عباس زاده

دعوتی معنوی ...

هفته گذشته دوستان جهت غباروبی حرم امام زاده صالح گفتند اگر دعوتت کنیم می آئید ؟ و من هم بدون درنگ قبول کردم و کلی خوشحال ، حتی یکی دو بار هم پیگیری کردم ...

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۲/۱۰/۲۶ ۳۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
عباس زاده

محک ایمان

شیخ جعفر مجتهدی :

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۲/۱۰/۲۵ ۲۹ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
عباس زاده

یـــــاد خـــــــدا

علامه طباطبائی

ادامه مطلب...
۰۸:۰۰ ، ۹۲/۱۰/۲۴ ۲۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
عباس زاده

راه رسیدن به حقیقت توحید

شیخ رجبعلی خیاط

ادامه مطلب...
۱۵:۴۵ ، ۹۲/۱۰/۲۳ ۲۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
عباس زاده

سخن کمتر ...

یکی دو روزه کنار زبانم آفت زده و برای همین کمتر میتونم صحبت کنم و بخورم ...

به خودم گفتم خوبه ها هر از گاهی اینگونه حداقل کمتر صحبت کنیم و حواسمون به صحبت هایی که میکنیم باشه تا کمی عادت بشه کمتر صحبت کردن و چیزهایی که لزومی نداره رو نگیم ...

چندی پیش شنیدم آقای بهجت وقتی نجف بودند در چند سال ، در کل صحبت های غیر درسی ایشون جمعش کمتر از سه چهار ساعت می شد ...

امروز هم در وبلاگ ذره این حدیث رو دیدم که به حال این روزها میخورد ، برای دوستان هم پیامک کردم ..

از جسمتان بکاهید و بر جانتان بیفزایید...

نهج البلاغه





وسط این کارها و امتحانات سفری پیش اومده که باید فردا تا آخر هفته برم اهواز ...

آخ آخ یاد اون خیابان فلافل فروشی هاش افتادم ... عجب جای عجیبیه عکس هاش در ادامه مطلب هست برای سفر قبل ..

ادامه مطلب...
۱۴:۱۳ ، ۹۲/۱۰/۲۲ ۳۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
عباس زاده

استاد محمدوند - مخصوص دوستان دانشگاه

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۶:۰۲ ، ۹۲/۱۰/۱۸
عباس زاده

حیله گری تان یادمان نرفته ...

بسم رب الشهدا و الصدیقین

نمیدانم از کجا و چطور شروع کنم ، برای همین خودنویس را روی کاغذ رها میگذارم تا چیزهایی که جاری میشود و در ذهنم خطور می کند را خیلی سریع و بی وقفه بنگارد ..

قصد داشتم کمتر بنویسم ولی انگار ما با نوشتن خو گرفته ایم و به راحتی هم نمی توانیم با هم وداع کنیم ، اینقدر ذهنم را مشغول کرد که نتوانستم بی خیالش شوم و بخوابم ، کاغذ و قلم را آماده کردم تا در تاریکی شب با نور گوشی تلفن همراه تراوشات ذهنی ام را مکتوب نمایم ...

مثلا قرار بود کمتر حضور داشته باشم ...

و اما ادامه مطلب : 

ادامه مطلب...
۰۸:۳۷ ، ۹۲/۱۰/۱۸ ۷۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
عباس زاده

زیبائیت که نمایان باشد ...

ادامه مطلب...
۱۴:۵۴ ، ۹۲/۱۰/۱۷ ۲۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
عباس زاده

شهـــید امــیرحــســام ذوالعــــلــــــی

شهید امیرحسام ذوالعلی
روز شهادت امام رضا (ع) عصر قسمت شد در منزل شهید امیرحسام ذوالعلی یکی از شهدای فتنه 88 حضور پیدا کنم  و از خاطرات و بیانات پدر ، مادر و برادر شهید استفاده کنم ، کلاس اول ابتدایی با این شهید بزرگوار هم کلاس بودیم ، از اون روزا خیلی گذشته و راه من با راه شهید کیلومتر ها فاصله پیدا کرده ، من کجا و شهدا کجا ... در یکی از دفتراتش برای صورتجلسه مسجد نوشته بود حاضرین خدا ، امام زمان (عج) و امیرحسام ... (هیچ کس در جلسه حاضر نشده بود) ، درخصوص نحوه شهادت و اطلاع یافتن شهادتش هم برادرش سخن گفت .. هراز گاهی توی هیئت می دیدمش .. و این روزها توی هیئت عکسش را به جایش نصب کرده اند ...
(جمع حاضر فعالین عرصه وبلاگ نویسان ارزشی بودند که البته فقط من در جمعشان جزو بی ارزشان بودم ، جمعٍ با صفا ای بود...)



لینک خبر در خبرگزاری فارس
به نقل از وبلاگ فانوس جزیره



نتیجه مشورت ها :
در این ایام درخصوص حضور و عدم حضور خیلی با خودم کلنجار رفتم و با اهلش صحبت و فصل الخطابش هم گوش کردن چندین باره سخنرانی حاج حسین یکتا در جمع وبلاگ نویسان بود که مصمم تر از قبل با خودم قرار گذاشتم که در این عرصه حضور داشته باشم ، البته "قربة الی الله" و قول قرار هایی با خودم گذاشتم که ان شاءالله رعایت کنم ...
سخنرانی حاج حسین یکتا هم ضمیمه کردم که عزیزانی که گفتن نتیجه را بهشون بگم گوش بدهند و استفاده کنند ، از عزیزی که فایل رو برام لینک کردن تشکر میکنم  :


و هم چنین سخنرانی دکتر رحیم پور ازغدی که درباره وبلاگ نویسی انجام دادن رو توصیه میکنم به گوش دادن :
۰۹:۵۲ ، ۹۲/۱۰/۱۴ ۹۳ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
عباس زاده

ایام پایانی ماه صفر ...

رحلت جانسوز رسول خوبیها (ص) بر عموم مسلمانان تسلیت باد ...
اصلا غربت مدینه را از کنار ظریح حضرت رسول هم میتوانی به خوبی حس کنی با این جمعیتی که آمده است ولی همه باید فقط از دور نگاه کنند و از دور نجوا .. این همه راه تا آنجا میروی و نمیگذارند به ضریح کسی که خودشان هم قبولش دارند نزدیک شوی و از نزدیک تر با او درد دل ...

شهادت غریب مدینه امام حسن مجتبی علیه السلام بر شیعیان تسلیت باد ..
اصلا با ساختن نماد برای اسلام مشکل دارند ، اگر آبروی خودشان نبود به نظرم حرم رسول خدا را هم تخریب می کردند این از شواهد پیداست ، این را در مدینه میتوان به راحتی حس کرد ، غربت بقیع را هیچ گاه نمیتوان وصف کرد .. آنوقت که حتی کتاب دعا هم اجازه نمیدهند که همراهت باشد .. تو را مشرک می خوانند .. ولی دل آدم به همین خوش است که دعایی بخواند و او را مشرک بخوانند ، انگار دلگرمی در دین است برایمان ، اینجاست که فرق شیعه بودن را با مسلمان بودن ظاهری متوجه می شوی و ناخودآگاه این در ذهنت خطور میکند "نماز بی ولای او عبادتی است بی وضو - به دشمن علی بگو نماز خود رها کند" ... غربت از در و دیوار مدینه می بارد ..

شهادت علی ابن موسی الرضا علیه آلاف التحیت و ثنا بر شیعیان تسلت باد ...
وقتی از شوق زیارت این امام رئوف از قول لبنانی ها می گفت برایم و از التماس هایشان که نه زبانی بلکه دلی التماس می کنند که در حرم علی ابن موسی الرضا (ع) دعایشان کنی حسی به من شنونده دست میدهد که چقدر دلتنگ حرم می شوم ... کسی که چقدر سوز دل دارد و چگونه تمنای زیارت .. لحظه ای حس ماهی به تو دست میدهد که خارج از تنگ آب است و این که چرا مثل او قدر این حرم را نمیدانی ، اویی که فقط وصفش را شنیده و اصلا حرم را ندیده و تویی که دیدی و ... و فکر میکند که وقتی به کشورت بر می گردی مستقیم می روی حرم و زیارت و تو در دلت میگویی اللهم الرزقنا حرم .. و او از دلت خبر ندارد و ناخودآگاه خود را روبروی گنبد حس می کنی .. السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا ، ایهاالامام الرئوف السلام علیکم ورحمت الله و برکاته ..


۰۹:۰۱ ، ۹۲/۱۰/۰۹
عباس زاده

از ذهن ها و از تاریخ پاک نمی شود ...

به مناسبت در پیش رو بودن روز تاریخ ساز 9دی و قبل از آن نماز جمعه ای که امام خامنه ای مدظله العالی حضور پیدا کردند ...

صوت استاد پناهیان درخصوص مسائل آخر الزمان و ارتباط آن با ایام فتنه


دریافت صوت
حجم: 2.55 مگابایت

http://f1group.ir/images2/jane%20iran.jpg
فتنه نوشت :
ما هیچگاه حوادث ، اقدامات و فعالیت های فتنه سال هشتاد و هشت را فراموش نخواهیم کرد نه از ذهن ها و نه در تاریخ ، از آن بالاتر خون دل هایی که امام خامنه ای عزیز تحمل کردند را هم ، و همیشه تاریخ این حادثه ای که به وجود آوردند را محکوم میکنیم ، خودشان هم می دانستند تقلبی در کار نیست .

ولی چه خاطراتی داریم از آن دوران .. خاطرات هر کداممان یک کتاب می شود .



دل نوشت :

دو سه روزی بود که از اینترنت دور بودم ، البته به نوعی خودم دوری گزیدم ؛ عجیب ذهنم مشغول شده بود و البته شده . توی ذهنم کلی علامت سئوال و یه چیزی شبیه اینا نقش بسته درخصوص فعالیت در دنیای مجازی ، نمیدونم اصلا فایده ای داره یا نداره یا فقط مشغول کردنه با این دید باید نگاه کرد که فعالیت های غیر مجاز (دنیای واقعی) رو تحت تاثیر قرار میده و نه البته اصلش رو بلکه پیگیری ها و هماهنگی ها رو کمتر کرده و اگه این نباشه فعالیت بیشتر و بهتری در دنیای حقیقی یعنی مسجد و غیره میشه انجام بشه نمیدونم بین یه دوراهی گیر کردم ... باید با چند نفر اهلش صحبت کنم تا ادامه کارم معلوم بشه .. البته این هم مد نظرم هست که چند نفر از دست من و حرفام ناراحت شدن و دلگیرن ازم این رو هم بهم گفتن و هم حس میکنم .. با این شرایط ...

از اون طرف هم کم میاره آدم که توی دنیای حقیق کم پیدا میشن که دل بسوزونن و کار فرهنگی انجام بدن ، کار خوب نه کار روزمره و عادی و این هم از طرف دیگه آزارم میده ...

البته یه وبلاگ برای خودم زدم که تبلیغ خاصی نمیشه روش و مطالبش کـــه هــــر روز مطالب و توصیــــه هایی از علما و عرفا در آن قرار می گیره و تذکر اول برای خودمه - عنوان این وبلاگ هـــــــــم فانوس طریق است که در منوی بالا قرار گرفته است .

۱۳:۲۰ ، ۹۲/۱۰/۰۳ ۱۴۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
عباس زاده

با یک نسیم کرب و بلا خوب میشوم!

یا حسین(علیه السلام) ادرکنی


رفتند کربلا  و مرا جا گذاشتند

روی دلم دوباره همه پا گذاشتند

 

تنها دلم به کرب و بلایی شدن خوش است

گیرم مرا زقافله تنها گذاشتند

 

این بار هم ز قافله جا ماندم ای دریغ

خوبان چه شد بحال خودم واگذاشتند

 

دنبال آفتابِ سرِ نیزه گم شدم

حالا دل مرا به تماشا گذاشتند

 

با دل مرا به کرب و بلا می برد حسین

سهم مرا به عهدۀ مولا گذاشتند

 

حالا اگر لیاقت آنجا نداشتم

یک کربلا برای من اینجا گذاشتند

 

آری مرا که خادم هیئت نوشته اند

دربست وقف زینب کبری گذاشتند

 

بر دیده اَبر مقتل مولا چکیده است

بر سینه مِهر حضرت زهرا گذاشتند

 

بر دل جمال حضرت مولا کشیده اند

بر جان وصال آل عبا را گذاشتند

 

آنانکه می روند سوی هیئت حسین

انگار دل به جنّت اعلا گذاشتند

 

این ساده نیست ، دل حرم الله می شود

این را به دل در عالم بالا گذاشتند

 

هرکس که اهل چلّه نشینیِ کربلاست

یک اربعین در عالم معنا گذاشتند

 

می خواستم شهید ره کربلا شوم

این وعده را دوباره به فردا گذاشتند

محمود ژولیده






اربعین نوشت :
امسال خیلی از رفقا خدا حافظی کردند ، حضوری ، تلفنی ، پیامکی ، حقیقی ، مجازی و ... ؛ بالاخره یه عدالتی هست دیگه ، به دلها نگاه میکنن ما که نه خوب بندگی کردیم و نه خوب مجلس امام حسین علیه السلام رو گرم کردیم .. به قول اوستامون ما امسال گریه کن دهه ای بودیم و بعد از دهه دیگه هیچ ... توی دهه ام به قول ایشون مثل آبکش بودیم توی مجلس تا وقتی بودیم توی مجلس استفاده میکردیم و بعدش که میومدیم بیرون مثل قبل ، خالی ، خالی  ..
هرسال که میگذره می گیم سال دیگه یه جور دیگه .. ولی باز آخرش که میشه ..

آقا! قسم به جان شما خوب میشوم !

قدری تحملم بنما خوب میشـــــــــــوم!


با این همه بدی! به ظهور شما قسم!

 با یک نسیم کرب و بلا خوب میشوم!


دفعه قبل خیلی توی این باغ ها نبودم ... بچه بودم .. کاش یک کربلای دیگر .. هرجور خودت میدونی ... هرجور خودت دوست داری من چیزی نمیگم .. خودت کرم کن آقا ...
۰۹:۲۳ ، ۹۲/۱۰/۰۱ ۱۴۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
عباس زاده